كه اينك هر وقت مشتاق بوى بهشت مىشوم ، آن بوى را از فاطمه استشمام مىكنم .
در روايت مستدرك كه از « سعيد بن مالك » آمده آن ميوه « به » بوده « 1 » و در روايت ذخائر العقبى آمده است كه عايشه بر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلَّم اعتراض مىكند كه چرا فاطمه را اين قدر مىبوسى ؟ در پاسخ او داستان معراج و بوى بهشت را علت مىآورد « 2 » و در روايت تاريخ بغداد ، رسول خدا بعد از نقل داستان شب معراج به عايشه مىفرمايد :
« و هى حوراء انسيّة كلَّما اشتقت الى الجنّة قبّلتها »
« 3 » . فاطمه حورائى است به صورت بشر و هر وقت مشتاق بوى بهشت مىشوم آن را از فاطمه استشمام مىكنم .
و در روايت ديگر تاريخ بغداد « 4 » و صواعق المحرقة « 5 » به طورى كه ابن عباس نقل كرده پيامبر فرمود :
« ابنتى فاطمة حوراء آدميّة لم تحض و لم تطمث و انّما سمّاها فاطمة لأنّ الله فطمها و محبّيها عن النّار »
. دخترم فاطمه ، حورائى است آدمى كه هرگز حيض نمىبيند و استحاضه نمىشود و اگر خداوند فاطمه اش ناميده ، چون او و دوستان او را از آتش دوزخ بريده ( فطم ) كرد .
و در روايت ديگر از « محب طبرى » آمده است كه پيامبر فرمود : جبرئيل برايم سيبى از بهشت آورد آن را خوردم و با خديجه آميزش كردم به فاطمه حامله شد و گفت حمل سبكى بر داشتهام و چون تو يا رسول الله بيرون مىروى با من حرف مىزند و چون خديجه خواست وضع حمل كند نزد زنان قريش فرستاد تا به كمكش بيايند ،
هامش
« 1 » حاكم ، مستدرك ، ج 3 ، ص 156 .
« 2 » محب طبرى ، ذخائر العقبى ، ص 36 .
« 3 » خطيب ، تاريخ بغداد ، ج 5 ، ص 87 .
« 4 » خطيب ، تاريخ بغداد ، ج 12 ، ص 331 .
« 5 » ابن حجر ، صواعق ، ص 96 .