« كنز العمال » « 1 » ، نسائى در خصائص « 2 » و ابن حجر در « صواعق المحرقة » « 3 » نقل كردهاند . ( 1 ) باز احمد بن حنبل به سند خود از « ابى الطفيل » روايت كرده كه گفت : على ( عليه السلام ) مردم را در « رحبه » جمع كرد و به ايشان فرمود : سوگند مىدهم هر مرد مسلمان را كه شنيده است از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلَّم كه در روز غدير خم چه فرمود برخيزد و شهادت دهد و سى نفر برخاستند .
ابو نعيم گفته : جمع كثيرى برخاسته شهادت دادند كه رسول خدا در حالى كه دست آن حضرت را گرفته بود ، فرمود : آيا مىدانيد كه من به مؤمنين از خودشان اختياردارترم ؟ گفتند : بله ، يا رسول الله ، فرمود : هر كه من مولاى او بودم اين مولاى او است بار الها دوست بدار هر كه را با او دوستى كند و دشمنى كن با هر كس كه با او دشمنى كند مىگويد : من بيرون آمدم در حالى كه هنوز در دلم شك داشتم ، پس زيد بن ارقم را ديدم و گفتم كه از على ( عليه السلام ) شنيدم چنين و چنان گفت ، زيد گفت : اين مطلب قابل انكار نيست ، من خودم از رسول خدا شنيدم كه آن را فرمود « 4 » .
احمد بن حنبل در مسند خود با ذكر سند از « ابو سعيد خدرى » نقل كرده كه گفت : رسول خدا فرمود : هيچ گاه مهابت مردم كسى را از اقامه حق با اين كه از آن اطلاع دارد ، باز ندارد ، ابو سعيد بعد از نقل اين حديث گريه كرد و گفت به خدا
هامش
« 1 » متقى ، كنز العمال ، ج 6 ، ص 154 .
« 2 » نسائى ، خصايص ، ص 23 .
« 3 » ابن حجر ، صواعق ، ص 26 .
« 4 » احمد بن حنبل ، مسند ، ج 4 ، ص 370 - نسائى ، خصايص ، ص 4 - محب طبرى ، رياض النضرة ، ج 2 ، ص 1169 .