( 1 ) احمد بن حنبل در مسند خود و ثعلبى در تفسير آيهء : * ( يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ ) * با سندهاى خود از « براء بن عازب » روايت كردهاند كه گفت :
با رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلَّم در سفر بوديم ، در غدير خم پياده شديم ، مناديان در ميانهء ما صدا زدند ( الصلاة جامعة ) كنايه از اين كه همه بايد جمع شويد ، پس رسول خدا زير دو تا درخت را رفت و نماز ظهر را خواند بعد دست على را گرفت و فرمود : آيا نمىدانيد كه من از خود مؤمنين به خودشان اختياردارترم ؟ گفتند : بلى ، فرمود : آيا نمىدانستيد كه من از هر مؤمنين اختياردارتر از خود به اويم ؟ گفتند : بلى ، پس دست على ( عليه السلام ) را گرفت و فرمود : هر كه من مولاى او بودم على مولاى اوست . . .
براء مىگويد : پس عمر بعد از اين جريان على را ديد و گفت : « هنيئا لك يا بن ابى طالب اصبحت مولاى و مولى كلّ مؤمن و مؤمنة » « 1 » .
( گوارا باد بر تو اى پسر ابو طالب كه همواره و براى هميشه مولاى هر مؤمن و مؤمنه شدى ) . ( 2 ) و نيز احمد بن حنبل در مسند خود و فقيه ابن مغازلى در « المناقب » به سند خود از ابن عباس نقل كرده كه « بريده اسلمى » گفت : با على در يمن جهاد مىكرديم ( تا آنجا كه مىگويد : ) نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلَّم آمدم و شروع كردم به عيبگوئى از على ( عليه السلام ) ديدم كه رنگ رسول خدا تغيير كرد و فرمود :
اى بريده : « الست اولى بالمؤمنين من انفسهم قلت : بلى يا رسول الله قال : فمن كنت مولاه فعلى مولاه »
آيا من نسبت به مؤمنين اختياردارتر از خود آنان نيستم ؟ عرض كردم آرى يا رسول الله فرمود : هر كه من مولاى اويم على مولاى اوست « 2 » تا آخر حديث .
اين حديث را حاكم در « مستدرك الصحيحين » « 3 » ، متقى هندى در
هامش
« 1 » احمد بن حنبل ، مسند ، ج 4 ، ص 281 .
« 2 » احمد بن حنبل ، مسند ، ج 5 ، ص 347 - ابن مغازلى ، المناقب ، ص 26 .
« 3 » حاكم ، مستدرك الصحيحين ، ج 3 ، ص 110 .