ابو نعيم در « حلية الاولياء » به سند صحيح از على ( عليه السلام ) نقل مىكند كه گفت : پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلَّم فرمود :
« انا مدينة العلم و علىّ بابها يا علىّ كذب من زعم انّه يدخلها من غير بابها »
« 1 » . من شهر علمم تو يا على دروازه آن هستى ، دروغ گفته آن كسى كه گمان كرده از غير دروازه آن مىتواند داخل شود .
و در روايت ديگر كه شعبى از على ( عليه السلام ) نقل كرده كه آن حضرت فرمود :
پيامبر صلى الله عليه و آله و سلَّم فرمود :
« انا دار الحكمة و علىّ بابها »
« 2 » : من خانه علم هستم و على درب آن است .
حاكم در « مستدرك الصحيحين » به سند خود از « مجاهد » و « ابن عباس » روايت كرده كه گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلَّم فرمود :
« انا مدينة العلم و علىّ بابها فمن اراد المدينة فليأت الباب »
« 3 » . ( من شهر علمم و على دروازه آن است ، پس هر كس مىخواهد به اين شهر درآيد بايد از دروازه آن وارد شود ) .
ابن عبد البر در كتاب « الاستيعاب » به سند خود از « عبد الله بن عباس » روايت كرده كه گفت :
« قسّمت الحكمة عشرة اجزاء فاعطي عليّ تسعة اجزاء و النّاس جزء واحدا و عليّ اعلم بالجزء الواحد منهم » .
( حكمت به ده بخش قسمت شده است نه قسمت آن به على ( عليه السلام ) داده شده و يك قسمت آن به ساير مردم واگذار شده است و على در يك بخش عمومى هم از همه آگاهتر است ) « 4 » .
هامش
« 1 » مغربى ، فتح الملك العلى ص 55 .
« 2 » مغربى ، فتح الملك العلى ص 55 .
« 3 » حاكم ، مستدرك الصحيحين ، ج 3 ، ص 126 - خطيب ، تاريخ بغداد ، ج 4 ، ص 348 - 172 - ج 11 ، ص 48 - 49 - ابن اثير ، اسد الغابة ، ج 4 ، ص 22 - دهها مدرك ديگر - جهت تفصيل اين حديث به كتاب « فتح الملك العلى » تأليف احمد بن محمد صديق حسنى مغربى مراجعه شود .
« 4 » ابن عبد البر ، الإستيعاب ، ج 2 ، ص 442 - ابن اثير ، اسد الغابة ، ج 4 ، - 22 - ابو نعيم ، حلية الأولياء ، ج 1 ، ص 65 .