نزلت او نهار ام في سهل ام جبل »
« 1 » . ( از كتاب خدا از من بپرسيد كه همانا آيه اى نيست من ندانم در شب نازل شده يا در روز در زمين نرم و هموار بوده يا در كوه ) .
و در نقل معتبر ديگر مىفرمايد :
« ايّها النّاس سلونى قبل ان تفقدونى فلانا بطرق السّماء اعلم منّى بطرق الارض قبل ان تشغر برجلها فتنة تطأ في خطامها و تذهب باحلام قومها »
« 2 » . ( اى مردم پيش از آنكه مرا نيابيد آنچه مىخواهيد از من بپرسيد كه من به راههاى آسمان از راههاى زمين آشنا ترم ! بپرسيد پيش از آنكه فتنه و فساد سرزمين شما را پايمال كند ، سايهء شوم خود را بر آن بگستراند و عقلهاى شما را دگرگون سازد ! ) .
ابن عبد البرّ در كتاب « الاستيعاب » « 3 » به سند خود از « سعيد بن مسيب » روايت كرده كه گفت : كسى در زندگى خود نگفت ( سلونى . . هر چه مىخواهيد از من بپرسيد ) به غير على ( عليه السلام ) . ( 1 ) ابن اثير اين روايت را در « اسد الغابة » « 4 » و ابن حجر در « الصواعق المحرقه » « 5 » و محب طبرى در « رياض النضرة » « 6 » و احمد در مسند خود آوردهاند .
متقى هندى در كتاب كنز العمال از « ابى المعتمر مسلم بن اوس » و نيز از « جارية بن قدامة سعدى » روايت كرده كه هر دو گفتهاند : ما در حضور على ( عليه السلام ) بوديم كه در ضمن خطبه به مردم فرمود : پيش از آنكه مرا از دست بدهيد ،
هامش
« 1 » عسقلانى ، صواعق المحرقة ، ص 76 - ذخائر العقبى ، ص 83 .
« 2 » نهج البلاغة . صبحى صالح ، خطبه 189 .
« 3 » ابن عبد البر ، الإستيعاب ، ج 2 ، ص 462 .
« 4 » ابن اثير ، اسد الغابة ، ج 4 ، ص 22 .
« 5 » ابن حجر ، صواعق المحرقة ، ص 76 .
« 6 » محب طبرى ، رياض النضرة ، ج 2 ، ص 198 .