تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
وغير أو از بزرگان أصحاب أئمة ( ع ) نسبتهاى ناروايى داده اند . وگاهى أئمة هدى هم از باب تقيه وبه منظور حفظ جان شيعيان خود آن اتهامات را بعنوان حقيقت تلقى كرده از أصحاب خاص خود دفاع نمىكردند بلكه از آنان بيزارى مىجستند چنان كه در پاورقى صفحه 2 در شرح حال " زراره " فرمايش امام صادق ( ع ) را به فرزند " زراره " كه دلالت بر همين معنى دارد ذكر كرديم . بلى فقط نسبتي كه در روايات شيعه وخاصه هم ديده مىشود اينست كه " هشام " اين جمله " جسم لا كالأجسام " را گفته لكن معلوم نيست كه خود معتقد به مفاد اين جمله باشد . " سيد مرتضى علم الهدى " در كتاب " شافى " فرموده أكثر أصحاب ما مىگويند كه اين جمله " جسم لا كالأجسام " را در مقابل مناظره بر سبيل الزام بمعتزله گفته است . مؤيد اين معنى گفتار صاحب " ملل ونحل " است كه مىگويد " هشاميه أصحاب هشام بن الحكم كه صاحب مقاله تشبيه است مىباشند . هشام از متكلمين شيعه بوده وبين أو وأبو الهذيل مناظراتى واقع شده . . . هشام بن الحكم داراى فكر عميقى بوده روا نيست كه از الزامات أو بر معتزله غفلت كرد والزامات أو را جزء عقايد أو شمرد چه آنكه مقام اين مرد بالاتر از اين الزامات بوده واعتقادش با آنچه در مقام الزام مىگويد مغاير است واز حد تشبيه بدور است گواه اين مدعى آنست كه هشام در مقام مناظره با غلاة گفته است ( بعضي نقل كرده اند در مقام مناظره با معتزله گفته است ) تو ميگوئى خداوند عالم به علم است وعلم أو عين ذات است پس با ممكنات در عالم به علم بودن شركت دارت واز جهت اتحاد علم وذات با ممكنات مغايرت دارد . بنابر اين عالم است بر خلاف علماء پس چرا نمىگوئى خدا جسمي است بر خلاف أجسام وصورتي است بر خلاف صورتها وبراي أو قدرتى است بر خلاف قدرتها إلى غير ذلك " . از اين گفتار به خوبى آشكار مىشود كه " هشام " خود عقيدة به تجسم نداشته ودر مقام الزام خصم اين جمله را اظهار كرده است ، وبقيه شاخ وبرگها كه صاحب " الفرق بين الفرق " وديگران اضافه كرده اند به كلى بي أساس است .