تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
عفونتهاى ديگر خوددارى كند نجات يابد . وهر كه با روح خدا مخالفت كند زيان وهلاكت بيند . پس از بيان مذاهب وخرافات فرق ثنويه توجه خوانندگان را بروايت جلب نموده مىگوييم : از فرمايش امام " صادق " ( ع ) چنين استفاده مىشود كه " ديصانيه " قائل به قدم طينت يعنى ظلمت مىباشند وامتزاج نور وطينت را حادث مىدانند وامام ( ع ) از دو راه بطلان مذهب آنان را اثبات فرموده است : 1 - اينكه مىگويند خدا دائما از طينت موذيه رنج مىبرد وبه هيچ وجه قادر به نجات خود از چنگال وى نبود مستلزم ناتوانى خدا وناتوانى نقص است وبه حكم عقل ساحت خداوندى كه پديد آورنده نظام جهان است از نقص منزه است ، ونيز اين ناتوانى مستلزم نيازمندى به كسى است كه اين دشمن را از أو دور سازد ودفع نمايد ونيازمندى با وجوب وجود منافاة دارد . 2 - چنانچه جهان از امتزاج نور با طينت پديد آمده باشد خارج از دو صورت نيست . زيرا طينت أزلية يا مرده است يا زنده اگر طينت أزلية زنده ودانا وتواناست پس هر دو يعنى هم طينت وهم نور واجب بالذات مىباشند ، چه به دليل عقل ونقل ثابت شده كه ممكن قديم نيست وجهان هم كه از اين دو جزء واجب بالذات تركيب شده فنا ناپذير خواهد بود ، چه فنا ومرگ در مركبات به انتفاء يكى از اجزاء آنها محقق مىشود بنابر اين جاى اين سؤال خواهد بود كه فنا ومرگ از كجاست ؟ ومحتمل است كه جمله ( فنا ومرگ از كجا است ) براي الزام آنان باشد به اعتراف بر خلاف عقيدة خودشان ، چون ايشان براي اينكه مرگ وفنا را تفسير كنند ومستند به ظلمت نمايند ظلمت را مرده وجاهل معرفى مىكنند به فرض أول بايد ملتزم شوند كه فنا ومرگى در عالم نيست يا علم ديگرى براي مرگ معرفى كنند . واگر طينت أزلية چنان كه مىگويند مرده ونادان وناتوان باشد چگونه در مقابل نور كه زنده ودانا وتواناست مىتواند عرض اندام نموده أو را آزار كند . بعلاوة چنين موجودى