تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
واحد ويگانه است . ودر روايت ديگرى از " هشام بن الحكم " عين همين گفت وشنود نقل شده با اضافه‌اى كه در آخر روايت است وآن اضافه اين است كه امام فرمود : اگر ادعا كنى كه آفريننده دو تاست ، چون دو تا بودن تحقق نپذيرد مگر بما به الامتياز بين دو چيز ، بايد ملتزم بفرجه‌اى شوى وچون عدد دو خدا با فرجه‌يى كه قديم است بالغ بر سه خواهد شد ، ناگزير دو فرجه ديگر لازم است تا سه بودن محقق شود ، واين دو فرجه هم بايد قديم باشند . در اين صورت عدد قدما به پنج مىرسد ، وهمچنين عدد خدايان وفرجه‌ها رو بفزونى گذارد إلى غير النهاية . بيان : توضيح روايت بالا محتاج به آشنا شدن ذهن خوانندگان محترم به تقرير برهان تمانع است ودانشمندان علم كلام براي تقرير برهان تمانع وجوهى ذكر كرده اند وما دو وجه از آنها را از نظر خوانندگان گذرانيده سپس به توضيح روايت مىپردازيم : وجه أول : وجوب وجود ، مستلزم توانائى كامل به ايجاد تمام ممكنات است ، والبتة توانائى بر ايجاد چيزى بدون توانائى بر رفع ودفع موانع واضدادش ممكن نباشد وچنانچه واجب الوجودي اين توانائى را نداشته باشد ناقص خواهد بود وناقص شايسته مقام خدائى نيست . بنابراين اگر در جهان هستى دو واجب الوجود باشد بايد هر دو توانائى على الاطلاق باشند . واز فرض توانائى مطلق هر دو عجز وناتوانى هر دو لازم آيد ، زيرا كه توانائى مطلق هر يك ، مستلزم بلكه عين توانائى بر دفع ديگرى است از اراده ضد ومانع آن چيزى كه اراده كرده است . مثلا اگر يكى از آن دو اراده نمايد كه زمين متحرك باشد بايد قادر باشد كه ديگرى را از اراده سكون زمين جلوگيرى نمايد . بنابراين ديگرى توانائى بر اراده سكون زمين نخواهد داشت ، وناتوانى ديگرى نسبت به اين معنى عجز ونقص است در صورتي كه ما براي ديگرى هم توانائى مطلق فرض كرده بوديم . اگر گفته شود كه قدرت مطلق هر يك نسبت به ممكنات فرض مىشود واراده هر يك چيزى را در زمينه تعلق اراده ديگرى به ضد آن ممتنع است ، نظير اراده خداى واحد به شرط وجود ضدش . در پاسخ اين شبهه مىگوئيم كه مثال شما با مورد بحث فرق