تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
آيد وترجيح بلا مرجح محال ومستلزم ترجح بلا مرجح است واستحاله آن أساس وپايه قانون عليت است . بيان كامل اين برهان به اين نحو است : كه هر چيزى كه ذاتا ممكن باشد يعنى وقوع ولا وقوع أو روا باشد ، وقوعش نيازمند به عامل مرجح مىباشد چون ترجح بلا مرجح محال است ، واگر فاعل امرى بدون شعور واراده باشد ، وقوع امر ممكن از آن فاعل دلالت بر مجبور بودن أو در آن امر مىنمايد ، مگر اينكه فاعل داراى حكمت وادراك باشد وحكمت هم عين ذاتش باشد . واگر طرف اين فرض را قبول كند خدا را قبول كرده است . پس از اين مقدمه مىگوئيم در اينكه آفتاب وماه با حركات خاصه خود در مسير ومداريكه براي آنها معين شده در نقاط معينى وارد مى شوند از آن نقاط بيرون مىآيند ، به عبارت ديگر طلوع وغروب مىكنند ، ترديدى نيست اگر قادرند غروب كنند وبرنگردند ، يعنى طلوع نداشته باشند ، بايد اين معنى در آنها محقق شود ، چه همانطوريكه طلوع وغروب هر دو جايز وممكن است ، طلوع بدون غروب وغروب بدون طلوع نيز جايز مىباشد . حال كه هميشه به يك منوال حركت مىكنند معلوم مىشود ناچار از حركت يكنواخت مىباشند ونيروى قادر وغالبي آنها را مجبور به اين حركت يكنواخت كرده وآن خداست ، زيرا كه ممكن نيست محرك آنها بدين طريق مخصوص ، دهر وطبيعت باشد ، يعنى طبيعت يكى از دو شق را با تساوى نسبت انتخاب كند . همچنين بلندى آسمان وپستى زمين وبقاء آنها به يك حال بدون سقوط آسمان وصعود زمين با آنكه خلاف اين ثبات وبقاء نيز جايز ست ، دليل اين است كه نيروئى آنها را مسخر ومقهور به اين وضع ثابت نموده است . يادآوريهاى سودمند : " الف " - امام در مقام استدلال واقامه برهان در بخش نخست به دو قسمت استدلال كرده : 1 - حركت آفتاب وماه .