تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
" ابن أبي العوجاء " نتوانست پاسخى به حضرتش عرض كند وبرخاست واز محضر امام بيرون رفت . " بيان " - چون نيازمندى ممكن ومصنوع ، به علت وصانع به حكم وجدان يا بقول حكما ومتكلمان به حكم أصل تعليل ممكن يا حادث مسلم بوده حتى ماترياليستها هم به اين أصل اعتراف داشتند ، اگر مصنوع بودن موجودى ثابت شد وجود صانع غير قابل ترديد است لذا امام با اين بيان مىخواست ابن أبي العوجاء را وأدار به اعتراف به مصنوع بودن خود نمايد . ودر مرحله بدوي سؤال وجواب ، ابن أبي العوجاء اين معنى را انكار كرد . امام با پرسش دوم راه انكار را بر أو بست چون از طرفي قدرت بر انكار نداشت واز طرفي نمىخواست صريحا اعتراف كند ناچار سكوت را اختيار كرده از ميدان مناظره شكست خورده بيرون رفت . وتفسير سؤال دوم چنين است كه با اينكه در وجودت تمام خواص ومشخصات مصنوعيت از تحولات وتبدلات از رحم مادر تا گور موجود است چگونه انكار مصنوع بودن خود را مىنمايى ؟ واگر مدعى هستى كه من مشخصات مصنوعيت را مىدانم ودر خود آن مشخصات را نمىيابم صفات مصنوع را بيان كن وبگو بدانم كه اگر مصنوع بودى چگونه بودى ؟ وچون ابن أبي العوجاء خود را واجد تمام صفات مصنوع مىديد سكوت اختيار كرد . 3 - " ثقة الاسلام محمد بن يعقوب كلينى " ( 1 ) در كتاب مستطاب " أصول
هامش
( 1 ) " محمد بن يعقوب بن إسحاق الكليني الرازي " از دانشمندان ونويسندگان بزرگ جهان تشيع وأستاذ فقها ودانشمندان زمان خود ومجدد مذهب در قرن سوم هجرت بوده است واز نظر وثاقت ملقب بثقة الاسلام گرديده . مرحوم كلينى داراى تصنيفات عديده مانند كتاب رسائل أئمة - رد بر قرامطه - تعبير رؤيا - اشعارى كه درباره أئمة گفته شده مىباشد . مهمترين تصنيفات وى كتاب مستطاب كافى است كه مدت بيست سال در نگارش اين كتاب كوشش نموده ومشتمل بر كتابهاى متعددى است كه نجاشي آنها را از كتاب عقل تا كتاب روضه كافى شمرده است . مجلسي أول - در شرح خود بر أصول كافى كه به فارسي نوشته مىگويد " نظر به اينكه درگذشت ثقة الاسلام كلينى مقارن وفات " علي بن محمد سيمرى " كه يكى از نواب ويژه چهارگانه امام زمان است واقع شده هر حديثي كه بعنوان ( وقد قال العالم ) يا ( وفي حديث آخر ) يا أمثال اين ذكر شده از امام عصر عجل الله فرجه مىباشد " . " محدث جزايرى " مىفرمايد بعضي از معاصرين ما عقيدة دارند كه كتاب كافى به امام زمان عرضه شده است ، زيرا كه نگارش اين كتاب در زمان غيبت صغرى وهنگامى بوده كه امام بوسيلة نواب خاصه با شيعيان مكاتبه داشته وشيعيان مىتوانستند در أكثر أوقات بوسيلة نواب به امام زمان مراجعه نمايند ، چگونه ممكن است كه ثقة الاسلام كلينى براي كشف اعتبار اخبار مرويه در كافى به امام زمان مراجعه نكرده باشد . به هر جهت در جلالت قدر ثقة الاسلام كلينى ووثاقت كتاب كافى ترديدى نيست ومشهور است كه مىگويند كتاب كافى به امام زمان عرضه شده وفرموده است ( الكافي كاف لشيعتنا ) كتاب كافى شيعيان ما را كفايت مىكند . وفات اين بزرگوار در سال 339 هجرى كه معروف بسال تناثر نجوم است اتفاق افتاده ، قبرش در بغداد شرقي دست چپ جسر واقع است ومزارى است كه شيعه به آن تبرك مىجويند . از " كتاب روضة العارفين " نقل شده كه يكى از حكام بغداد پرسيد اين قبرى كه جمعى به زيارتش مىروند از كي است ؟ گفتند قبر يكى از شيعيان آل محمد است . امر كرد قبر را خراب كنند . قبر را ويران كرده وبدن مرحوم كلينى را بيرون آوردند ، بدن را با كفن تر وتازه ديدند در اثر ديدن اين كرامت امر كرد بدن را مجددا دفن كردند وبقعه‌اى بر آن بنا نمودند . بعضي سبب نبش قبر كلينى را چنين بيان كرده اند كه چون فرماندار بغداد ديد مردم به زيارة قبر " موسى بن جعفر " ( ع ) مىروند . عداوت با أهل بيت پيغمبر أو را وأدار كرد كه تصميم به نبش قبر " موسى بن جعفر " ( ع ) بگيرد وگفت جماعت شيعه معتقدند كه بدن أئمة آنان نمىپوسد من مىخواهم با اين عمل دروغ اين عقيدة را ثابت كنم . معاونش گفت شيعيان همين عقيدة را درباره علماى خود نيز دارند ، براي تكذيب عملي ادعاى ايشان خوب است امر به نبش قبر كلينى كه از علماء شيعه است بفرمائيد اگر ادعاى شيعه راجع به علماى خود درست باشد ، مىدانيم كه راجع به امامان نيز راست مىگويند ، لذا امر به نبش قبر كلينى كرد ، چون بدن را تر وتازه ديد از تصميم نبش قبر " موسى بن جعفر " عليه السلام منصرف شد .