راس المال يا انتفاع از براي طرفين يا يك كدام معلوم نباشد ان معامله باطل است " دوم " كسيكه
جنسي را بمرابحه بفروشد مكروه است كه ربح را نسبت باجزاء راس المال بدهد مثل اين كه بگويد
راس المال اين بيست تومان است واز هر تومانى هزار دينار انتفاع مىكيرم بلكه بايد بگويد راس
المال بيست تومان است وانتفاع دو تومان " سيم " هر گاه زيد مثلا متاعي از عمرو بخرد بيك تومان
وخواسته باشد راس المال را زيادة از يك تومانى كه بعمرو داده است بگويد مىتواند أولا أو را بفروشد
به پدر خود يا فرزند خود وبعد از ان ان متاع را از پدر يا فرزند خود بخرد به زيادتر از يك تومان
بشرطى كه در ضمن العقد شرط نكند با پدر يا پسر خود كه باز از شما خواهم خريد وبعد از آنكه خواسته
باشد ببكر بفروشد برأس المال يا مرابحه جايز است كه راس المال قيمت دوم را بگويد كه بيش از يك
تومان است وأين ضرر ندارد اگر چه در وقتي كه به پدر يا فرزند خود مىفروخت اين معنى در قصد أو
بوده باشد بشرطى كه در ضمن العقد شرط نكند كه از ايشان باز پس مىكيرم وأين مذهب أكثر علماء
ما است وشهيدين ره فرموده اند كه اگر در قصد أو بوده اين معنى وغرض أو حيله باشد حرام است
وهر گاه بكر خريدار از حيله أو مطلع شود اختيار فسخ دارد وأين قول أحوط است " چهارم "
هر گاه كسى متاعي بديگرى بفروشد وبعد از ان معلوم شود كه فروشنده راس المال را زيادة از آنچه
خريده است كفته است در اين صورت خريدار اختيار دارد كه معامله را فسخ كند يا بهمان قيمت
كه كرفته است راضى شود وهر گاه ان متاع در نزد خريدار تلف شده باشد باز خريدار اختيار فسخ
دارد وفروشنده تسلط دارد كه مثل يا قيمت ان متاع را از خريدار بكيرد وقيمتى را كه خريدار باو داده
بود رد كند " پنجم " هر گاه كسى متاعي را بقيمتى معين بخرد وفروشنده از براي مشترى قدرى از ان
قيمت را كم كند يا ببخشد لكن بدون مواطاة با يكديگر در اين صورت خريدار هر گاه خواسته باشد كه
انمتاع را بديگرى بفروشد وخواسته باشد كه از راس المال خبر بدهد جايز است كه بقيمت اصلى كه
خريده است خبر دهد " ششم " هر گاه تاجر متاعي را قيمت كذارد وبدلال بدهد كه ان را بفروشد
وانچه زيادتر از ان قيمت باشد از دلال باشد اما صيغه مبالغه باو نگويد در اين صورت جايز نيست كه
دلال ان متاع را بمرابحه بفروشد يعنى ان قيمت معين را كه تاجر كفته راس المال قرار دهد وقدري ديگر
بربح بكيرد بلكه بايد أو را بدون خبر دادن برأس المال بفروشد يا صورت حال را بگويد وانچه انتفاع
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — صفحة 386
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٣٨٦