متاع معينى را بي آنكه به بيند بوصف بخرد پس اگر بعد از ديدن بان وصف نباشد مخير است در
فسخ ونگاهداشتن ان واگر بهتر درامد فروشنده خيار دارد واگر در بعضي از صفات بهتر ودر
بعضي بدتر در امد هر دو خيار دارند ودر اينجا چند مسئلة است " أول " هر گاه چيزى بوصف
فروخته شود بايد فروشنده بيان جنس وهر يك از صفتهائي كه بودن ونبودن ان باعث زيادتى وكمى
قيمت ان مىشود بكند " دوم " خيار رؤيت فورى است يعنى هر گاه خريدار جنس را موافق
أوصاف نديد اگر بناى فسخ داشته باشد بايد بلا فاصله فسخ كند واگر تأخير كند ديگر خيار
ندارد " سيم " شرط سقوط خيار رؤيت در ضمن عقد باطل است واصل معامله را نيز باطل مىكنند
وهم چنين باطل است شرط كردن آنكه اگر ان جنس بان صفتي كه كفته شده نباشد عوض أو را بدهد
" چهارم " هر گاه مشترى بعضي از متاع را ديده باشد وباقي را بوصف خريده باشد پس هر گاه
بر خلاف وصف در امد اگر خواهد فسخ كند بايد تمام را رد كند باعتبار اين كه فروشنده ديده
ونديده را روى هم فروخته بود " پنجم " هر گاه مشترى جنس معينى را بوصف خريد وبعد ان جنس
را بخلاف ان وصف يافت همين خيار دارد كه معامله را فسخ كند يا ان جنس را نگاه دارد واگر بخواهد
ازش بكيرد يا مطالبه كند ان جنس را بنحوى كه فروشنده وصف كرده بود نمىتواند " ششم " هر گاه
مشترى ادعا كرد بر فروشنده كه صفتي ديگر هم كفتى كه حال در مبيع نيست وفروشنده انكار كند
قول فروشنده را قبول مىكنند با قسم ( خيار هفتم خيار عيب است ) وان چنانست كه كسى جنسي
بخرد وبعد از كرفتن معلوم شود كه ان جنس عيب دار است وان عيب پيش از ان كه مشترى أو را
بكيرد در ان بوده است اگر چه بعد از عقد وپيش از قبض حادث شده باشد پس مشترى اختيار
دارد كه ان معامله را فسخ كند يا امضا ان كند با كرفتن ازش كه تفاوت ما بين صحيح ومعيب
باشد وهم چنين بايع خيار دارد هر گاه ثمن معيوب در أيد ودر اينجا چند مسئلة است ( مسئلة أولى )
در چند موضع است كه خيار عيب ساقط مىشود وبا وجود عيب ازش هم نمىتوان كرفت " أول "
در جائى كه مشترى علم داشته باشد بان عيب در وقت معامله " دوم " ان كه بعد از اطلاع بران عيب
مشترى راضى بان شود يا ان كه خيار عيب را ساقط كند " سيم " ان كه فروشنده تبرى كند از
عيوب ان به آنكه بفروشد با وجود عيب معين يا با هر عيبى كه دارد بلى اگر تبرى از عيب معينى كند
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — صفحة 369
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٣٦٩