نكرده وغبن داشته باشد حكم ان نيز بعينه چنانست كه مذكور شد واز اين جا نيز معلوم مىشود حكم اين كه
هر دو دعواي غبن داشته باشند وهر دو يا يكى از ايشان تصرف كرده باشد يا يكى دعواي غبن داشته
باشد وهر دو تصرف كرده باشند وأين احكامى كه مذكور شد در صورتيست كه ان شخصي كه دعواي
غبن مىكند بعد از اطلاع بر غبن تصرفى كه كاشف از رضاى به بيع باشد نكرده باشد والا ديگر
نمىتواند دعواي غبن بكند بلكه خيار أو ساقط مىشود ( خيار پنجم خيار تأخير است ) وان چنانست كه
كسى جنسي از ديگرى بخرد بمعامله نقدي وفروشنده ان جنس را تسليم خريدار نكند وبتصرف أو
ندهد وخريدار هم قيمت را بفروشنده ندهد بلكه برود قيمت را بياورد وبفروشنده بدهد ومبيع را
بكيرد پس اگر پيش از سه روز بيايد وقيمت را بياورد وببايع دهد بايد بايع مبيع را باو بدهد واگر سه
روز كذشت وقيمت را نياورد فروشنده اختيار دارد كه فسخ معامله كند ومىخواهد هم راضى بان معامله
شود ودر اينجا چند مسئلة است " أول " هر گاه خريدار در مدت سه روز قيمت را نياورد ايا هم
چنان كه فروشنده خيار فسخ دارد خريدار هم خيار دارد ظاهر اين است كه خيار ندارد " دوم " هر گاه
پيش از كذشتن سه روز بعضي از مبيع يا بعضي از قيمت يا بعضي از هر دو كرفته شود باز خيار
فروشنده باقي است وبر طرف نخواهد شد مكر بكرفتن همه مبيع وهمه قيمت يا همه يك كدام از انها
" سيم " هر گاه بايع مبيع را بمشترى بدهد ومشترى قيمت را ندهد وبايع نتواند قيمت را از أو بكيرد
شيخ طوسي ره فرمود كه در اين صورت فروشنده مىتواند ان معامله را بر هم زند وحق اين است كه نمىتواند
" چهارم " هر گاه مبيع در پيش فروشنده تلف شود در عرض سه روز يا بعد از سه روز از كيسه
فروشنده مىرود واگر خريدار كرفته باشد ودر نزد أو تلف شود از كيسه خريدار رفته است " پنجم "
هر گاه كسى چيزى بفروشد كه در يك روز ضايع شود يا قيمت ان ناقض كردد مثل بعضي از ميوهها
وسبزيها وغيرهما وخريدار انها را نكيرد بلكه برود قيمت انها را بياورد بايع تا شب صبر مىكند اگر
مشترى قيمت ان را بياورد مالك ان مىشود واگر شب داخل شد ونياورد بايع مخير است در فسخ
واگر مشترى بعضي از قيمت را نقد قرار داده باشد وبعضى را نسيه قرار داد ونقدى را ندهد ايا
بايع اختيار فسخ دارد يا نه خلاف است أقرب آنست كه خيار دارد وهم چنين است هر گاه مشترى قرار
داد وعده كند ودر وعده قيمت را ندهد ( خيار ششم خيار رؤيت است ) وان چنانست كه شخصي
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — صفحة 368
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٣٦٨