أجير كند كسى را براي كندن دندانش كه درد دارد وبعد از عقد اجاره درد آن ساكن شود مستحق
اجرت نيست زيرا كه اجاره بفوت محل آن منفسخ ميشود
( مسألة 4 ) هر گاه عين مستأجره پيش
از آنكه تسليم مستأجر نمايد تلف شود اجاره باطل مىشود وهم چنين اگر بعد از تسليم بلا فاصله تلف
شود بخلاف آنكه قدرى از مدت در تصرف مستأجر بوده واز آن منتفع شده بعد از آن تلف شود كه
اجاره نسبت ببقيه مدت باطل مىشود وأجرت آن قدر از مدت را از موجر پس ميگيرد اگر نصف
مدت باقي مانده نصف اجرت را واگر ثلث باقي مانده ثلث اجرت را مىگيرد در صورتيكه اجزاء
مدت أجرة المثل آن متساوي باشد واگر متفاوت باشد ملاحظه نسبت آن را بايد نمود
( مسألة 5 )
هر گاه اجاره را بيكي از أسباب فسخ در أثناء مدت فسخ نمودند اجرة المسمى نسبت بزمان گذشته
ثابت ونسبت بباقي مدت بمستاجر بر ميگردد چنانچه در مسألة سابق گذشت ولى محتمل است كه
تمام اجرت المسمى بمستاجر بر گردد وموجر مستحق أجرة المثل زمان گذشته باشد بلكه اين احتمال
در صورت بطلان اجاره نيز هست ولى بعيد است
( مسألة 6 ) هر گاه بعض عين مستأجره تلف
شود اجاره نسبت بان بعض باطل مىشود وبراى مستأجر خيار تبعض صفقه نسبت بباقي ثابت است
( مسألة 7 ) ظاهر علماء آن است موجر از وقت عقد مالك تمام اجرت شده وبتلف شدن عين پيش
از قبض يا بعد از آن يا در بين مدت اجرت كلا يا بعضا برمىگردد بمستاجر چنانچه ظاهر كلمات ايشان
نسبت بتلف مبيع قبل از قبض نيز چنين است نه آنكه تلف كاشف باشد كه از أول باو منتقل نشده
ولكن مشكل است زيرا كه با تلف عين مستأجره كشف مىكند كه موجر مالك منفعت تا آخر مدت
نبوده پس مقدار مقابل باقي مانده مدت را از اجرت از أول مالك نشده بخلاف مبيع كه وقت
بيع مالي است موجود ومقابل بعوض است ودر اينجا منفعت تمام مدت فعلا موجود نيست وبر
فرض تلف در أثناء مدت في علم الله هم موجود نيست مگر به مقدارى كه عين باقي مىماند پس هر گاه
موجر تصرف در اجرت نموده نسبت بمقدار متخلف فضولي بوده
( مسألة 8 ) اگر يك قاطر كلى
اجاره دهد وفرد آن را تسليم ند وان فرد تلف شود اجاره باطل نمىشود بلكه بايد فرد ديگر باو بدهد
( مسألة 9 ) اگر خانه را اجاره دهد وخراب شود پس هر گاه بالمرة از قابليت انتفاع بيفتد اجاره
باطل مىشود پس اگر خرابي قبل از قبض يا بعد از آن وپيش از سكناى در آن باشد تمام اجرت