موجود بلي هر گاه بدن ولباس هر دو نجس باشد وآب بمقدار كفايت وضوء يا تطهير بدن يا لباس
بيشتر نباشد ممكن است گفته شود كه تطهير بدن مقدم است بر لباس وبر وضوء پس تطهير بدن كند
وتيمم نمايد وبا لباس نجس يا عريانا على اختلاف القولين نماز بخواند وأين قول خالي از قوت نيست
( مسألة 24 ) اگر امر أو دائر باشد بين ترك نماز در وقت يا خوردن آب نجس مثل انكه آب طاهر
بقدر كفايت وضوء دارد وآب نجس هم براي خوردن دارد ولى آنچه بر آن تيمم كند مثل خاك ونحو
آن ندارد پس اگر آب طاهر را بياشامد فاقد الطهورين مىشود در اين فرض ايا مقدم باشد وضوء باب
طاهر بر اشاميدن آن يا بعكس اشكال است
( مسألة 25 ) اگر مالي داشته باشد بمقدارى كه يا بايد بان
تحصيل آب وضوء كند يا تحصيل ساتر بعيد نيست را حج باشد تحصيل ساتر بان وبدل وضوء تيمم
كند لكن تقديم آن خالى از اشكال نيست وبهتر آنست كه أول بمال تحصيل ساتر كند بعد ازان تيمم
كند وهر گاه دائر باشد بين تحصيل آب وضوء وبين توجه قبله پس در تقدم وضوء بر قبله يا عكس
آن اشكال است هفتم تنگي وقت است از استعمال آب بنحوى كه اگر وضوء بگيرد يا غسل كند
وقت نماز خارج مىشود اگر چه جزئي از نماز در خارج وقت واقع شود كه معين است در اين
صورت تيمم كند وتمام نماز را در وقت بجا أورد وبعضى گفته اند مناط تنگي وقت است از يك
ركعت نماز كه اگر وضوء بگيرد درك نمايد يك ركعت نماز را در وقت واگر تيمم كند تمام نماز را
در وقت درك كند پس معين باشد وضوء لكن أقوى وجوب تيمم ودرك تمام وقت است لكن أحوط
قضاء نماز است نيز بخصوص در صورتيكه با تيمم هم بعض نماز در خارج وقت واقع شود
( مسألة 26 ) اگر آب داشته باشد وعمدا نماز را تأخير اندازد تا وقت تنك شود معصيت كرده وبايد
تيمم كند ودر وقت نماز بجا أورد وقضاء آن واجب نيست اگر چه أحوط است
( مسألة 27 ) اگر شك داشته باشد در ضيق وقت يا وسعت آن بنا را بر بقاء وقت گذارد ووضؤ بگيرد يا غسل
كند واگر يقين داشته باشد بتنگي وقت وشك داشته باشد در كفايت آن براي طهارت ونماز وبترسد
كه بر فرض تحصيل طهارت وقت نماز فوت شود بعيد نيست انتقال به تيمم وفرق ميان دو صورت
آنست كه در صورت أولى احتمال مىدهد وسعت وقت را ودر دويم مىداند تنگي آن را باين سبب در
صورت دويم خوف فوت وقت دارد نه در صورت أولى وخوف فوت وقت باعث جواز تيمم است