تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
پيش انداختن آن در روز پنجشنبه اگر چه أولى در اين صورت آنست كه قصد ورود در آن نكند بلكه باميد انكه شايد مطلوب صاحب شرع باشد بعمل أورد
( مسألة 7 ) هر گاه در روز پنجشنبه بسبب خوف نيافتن آب شروع بغسل جمعه كرد ودر أثناء غسل معلومش شد كه آب يافت مىشود ومتمكن از استعمال هم خواهد بود غسل أو باطل است واتمام آن بقصد تقديم غسل جمعه جايز نيست بلى مستحب است كه عدول كند به نيت غسل ديگر وتمام كند مگر انكه از أول قصد غسل ديگرى را هم كرده باشد كه محتاج بعدول نيست
( مسألة 8 ) بهتر آن است كه نزديك زوال غسل جمعه را بجا أورد اگر چه از أول طلوع فجر تا زوال هر وقت غسل كند كافى است
( مسألة 9 ) بعض علماء گفته اند كه قضاء آن را آنچه نزديك تر بزمان أداء بجا أورد أفضل است پس صبح شنبه مثلا بهتر از ظهر آن است وهم چنين است در تقديم پس عصر پنجشنبه بهتر از صبح آن است وهم چنين وأين قول خالي از وجه نيست اگر چه دليل وأضحى ندارد ولي اشكالى نيست در افضليت اتيان بان بعد از زوال جمعه از روز شنبه اگر چه قائل باشيم بانكه قضاء شده على الأقوى
( مسألة 10 ) اگر نذر كرده باشد غسل جمعه را واجب است در وقت آن بجا أورد وهر گاه ترك كند كفاره خلف نذر بر أو واجب است وأحوط آن است كه در روز شنبه قضاء آن را بجا أورد وهم چنين أحوط قضاء آن است اگر ترك كرده باشد بسبب فراموشى يا عدم تمكن از آب ولى در غير صورت ترك عمدى كفاره بر أو نيست
( مسألة 11 ) اگر غسل كند باعتقاد انكه پنجشنبه است بقصد تقديم يا بكمان شنبه است بقصد قضاء وبعد از آن معلوم شود كه جمعه بوده دور نيست بگوئيم صحيح ومجزى است بخصوص هر گاه قصد امتثال امر واقعي را كرده باشد واز باب اشتباه در نطبيق باشد وهم چنين است عكس مسألة كه باعتقاد انكه جمعه است غسل كند ومعلوم شود شنبه يا پنجشنبه بوده در صورتيكه خوف نيافتن آب را داشته باشد وهر گاه اشتباها در روز جمعه قصد كند غسل ديگرى را يا در غير جمعه اشتباها قصد غسل جمعه كند وبعد از آن معلوم شود بغسل ديگر مأمور بوده در صحت آن اشكال است مگر انكه قصد امتثال امر فعلي واقعي را كرده باشد واشتباه در تطبيق باشد كه در اين صورت صحيح است
( مسألة 12 ) غسل جمعه باطل نمىشود بحدث أكبر وأصغر
( مسألة 13 ) أقوى صحت غسل جمعه است از جنب وحائض بلكه دور نيست مجزى باشد از غسل جنابت بلكه از غسل حيض نيز اگر بعد از انقطاع
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — صفحة 217 | الشيخ عباس القمي / القمي / السيد محمد كاظم الطباطبائي اليزدي