تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
كه بان نظر نمايد از براي أو حسنه بنويسند ( سيزدهم ) اين كه ميت را در وقت كفن كردن رو بقبله بخوابانند مثل حال احتضار يا بنحو حال نماز ( تتمة ) در نوشتن قرآن وادعيه بر كفن خوب است مراعاة احتياط شود باين معنى كه بجائى از كفن بنويسند كه مأمون از تلويث باشد وخلاف احترام نشود واگر قرآن ودعاها را بر وصله يا پارچه بنويسند ودر بالاى سينه يا بالاى سر أو گذارند بهتر است
( فصل بيست ويكم ) در مكروهات كفن است وان چند چيز است ( أول ) بر بدن أو را بآهن ( دوم ) استين وتكمه گذاشتن در پيراهنى كه تازه درست مىكنند واگر أو را در پيراهن ملبوس أو كفن كنند تكمه هاى أو را بكنند لكن در استين آن باكى نيست ( سيم ) تر كردن ريسمانى كه كفن را بان مىدوزند باب دهن ( چهارم ) بخور دادن كفن را ببوهاى خوش بلكه خوشبو كردن آن اگر چه بغير بخور باشد بلى مستحب است خوشبو كردن آن بكافور وذريره ( پنجم ) رنگ سياه داشتن ( ششم ) بسياهى بر آن نوشتن ( هفتم ) كفن كردن بكتان چه خالص باشد چه ممزوج ( هشتم ) ممزوج بودن پارچه آن بابريشم بلكه أحوط ترك آن است مگر در صورتيكه خليط آن بيشتر باشد ( نهم ) مماكسه كردن در خريد آن ( دهم ) عمامه را بي تحت الحنك بر سر ميت به پيچند ( يازدهم ) چركين بودن كفن ونظيف نبودن آن ( دوازدهم ) دوختن پارچه هاى آن بلكه مستحب است كه هر قطعه آن يك پارچه باشد چنانچه بعضي از علما گفته اند
( فصل بيست ودوم ) در حنوط است وان ماليدن كافور است ببدن ميت بدان كه واجب است ماليدن كافور بهفت موضعي كه در وقت سجده بر زمين گذاشته مىشود كه پيشانى ودو كف دست ودو زانو ودو انگشت ابهام پاها است ومستحب است ماليدن بسر بيني نيز بلكه أحوط است وأحوط آنست كه مسح بدست بلكه بگودى كف دست واقع شود وبعيد نيست استحباب ماليدن آن بزير بغل ودر گودى زير گردن وبيخ رانها وباطن كفين بلكه بر جميع مفاصل وهر جا كه بوى بد از آن بيايد وشرط است در آن اين كه بعد از غسل دادن يا تيمم باشد پس پيش از آن صحيح نيست وجايز است پيش از تكفين وبعد از آن يا بعد از پوشانيدن لنگ وبهتر اين است كه پيش از تكفين باشد وبايد كافور طاهر ومباح وتازه باشد پس كفايت نمىكند كافور كهنه كه بوى آن زائل شده باشد وبايد نرم باشد
( مسألة 1 ) فرق نيست در وجوب حنوط كردن ميت ما بين صغير وكبير وأنثى وخنثى وذكر وحر