ميت مرد باشد يا زن ( پنجم ) خرقه ديگرى كه آن را ران پيچ گويند وبهتر اين است كه طول آن
بقدر سه ذراع ونيم وعرض آن بقدر يكشبر يا بيشتر باشد واو را به بندند از تهيگاه أو پس أو را محكم
به پيچند بر رانهاى أو تا بزانو برسد انوقت سر آن خرقه را فرو كنند ما بين دو پا بجانب أيمن ( ششم )
لفافه ديگر است بالاى لفافه واجبه وبهتر اين است كه برد يماني باشد بلكه مستحب است لفافه ثالثه
خصوص در زن ( هفتم ) انكه مقدارى پنبه يا نحو آن ما بين پاهاى أو گذارد بر وجهي كه عورت أو را
به پوشاند وقدري حنوط هم بر آن به پاشد وبا خوف انكه چيزى از دبر أو بيرون أيد قدرى پنبه داخل
آن كنند وهم چنين در قبل زن واگر بترسند از خروج خونى از بيني أو قدرى پنبه نيز در سوراخ أو
داخل نمايند
( فصل بيستم ) در بقيه مستحبات كفن وان نيز چند چيز است ( أول ) انكه كفن
خوب وپر قيمت باشد چنانچه در خبر است كه أموات بكفن خوب در قيامت فخر مىكنند وبهمان
كفن خوب محشور مىشوند وروايت است كه حضرت موسى بن جعفر ع را كفن نمودند بكفنى
كه مىرسيد قيمت آن بدوهزار وپانصد دينار وتمام قران بر آن نوشته بود وشيخ كلينى ( ره ) از حضرت
صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود پدرم در نزد وفات خود مرا وصيت فرمود كه مرا در
فلان وفلان جامه كفن كن وبخر از براي من يك برد خوب ويكعمامه خوب زيرا كه أموات مباهات
مىكنند بكفنهاى خود ( دوم ) اين كه از پنبه باشد ( سيم ) انكه سفيد باشد نه رنگين بلى خصوص
حبره كه برد باشد اگر سرخ باشد باكى ندارد بلكه شايد أرجح باشد چنانچه در بعض اخبار است
كه حضرت رسول صلى الله عليه وآله را از حبره سرخ كفن كردند ( چهارم ) انكه از مال حلال بي
شبهه باشد ( پنجم ) اين كه از جامه احرام يا جامه كه در آن نماز مىكرده باشد ( ششم ) اين كه قدرى
كافور وذريره بر آن بريزند وحقيقت ذريره معلوم نيست گويا چيزى است كه از هند مياورند وبعضى
گفته اند كه چيزى است كه مركب است از بوهاى خوش وصاحب جواهر فرموده ولعلها هي
المتعارفة الان في البصرة ونواحيها وربما كان منها القمحه وهو حب يشبه حب الحنطة له ريح طيب إذا
دق وكان سابقا يسمى بالذريرة وبعيد نيست حكم باستحباب تبرك كردن آن بتربت حضرت سيد
الشهداء أرواحنا فداه وماليدن بر ضريح انحضرت بلكه بضريح سائر أئمة عليهم السلام بعد از شستن بآب
فرات يا زمزم ( هفتم ) اين كه در خريدن كفن مبصرى نكنند ( هشتم ) اين كه كفن را بخيوط