وهر گاه ندارد الا بقدر ستر يكى از قبل يا دبر بعيد نيست تقديم قبل
( مسألة 1 ) قصد قربت در
تكفين لازم نيست اگر چه أفضل بلكه أحوط است
( مسألة 2 ) أحوط اين است كه هر يك از
سه پارچه به پوشاند آنچه را كه در زير آن است بمعنى اين كه حاكى ما تحت نباشد هر چند از جهت اين كه
چيزى بر آن ماليده باشند مثل نشاسته اگر چه أحوط اين است كه بنفسه حاكى نباشد
( مسألة 3 )
جايز نيست كفن كردن به پوست ميته ونه بكفن مغصوب اگر چه در حال اضطرار باشد وهر گاه
بمغصوب كفن شود واجب است كه از تن أو بيرون كنند اگر چه بعد از دفن باشد
( مسألة 4 )
شرط است در كفن در حال اختيار اين كه نجس نباشد اگر چه بنجاست معفوه در نماز باشد بنابر أحوط
وهم چنين حرير نباشد اگر چه ميت زن يا طفل باشد وهمنچنين طلا باف وجلد وپشم وكرك حيوان
غير مأكول نباشد بلكه أحوط اين است كه از جلد مأكول اللحم هم نباشد بلى از پشم وموى وكرك
مأكول اللحم ضرر ندارد بنابر أقوى هر چند أحوط در آن نيز ترك است واما در حال ضرورت پس
جايز است از همه مذكورات
( مسألة 5 ) هر گاه در حال ضرروت امر دائر شد ما بين تكفين
به جلد مأكول اللحم مذكى يا يكى از مذكورات جلد مقدم است وهر گاه امر دائر شد ما بين نجس وحرير
يا ما بين نجس واجزاء غير مأكول بعيد نيست تقديم نجس واگر چه خالى از اشكال نيست وهر گاه
دائر شد ما بين حرير وغير مأكول حرير مقدم است واگر چه خالى از اشكال نيست در صورت
دوران امر ما بين حرير وجلد غير مأكول وهر گاه امر دائر شد ما بين جلد غير مأكول وساير اجزاء
آن اجزاء مقدم است
( مسألة 6 ) جايز است كفن كردن بحرير بر غير خالص بشرط انكه خليط آن
زيادتر از ابريشم آن باشد بنابر أحوط
( مسألة 7 ) هر گاه نجس شود كفن بنجاست خارجي
يا بنجاستى كه از ميت بيرون امده باشد خواه پيش از گذاشتن در قبر يا بعد از آن باشد واجب است
ازاله آن بشستن يا بمقراض كردن بشرط اين كه كفن را فاسد نكند وهر گاه ممكن نباشد واجب است
تبديل كفن يا امكان
( مسألة 8 ) كفن زن بر شوهر أو است اگر چه زوجه
مالدار باشد خواه زوجه كبيره باشد يا صغيره مجنونه باشد يا عاقله حره باشد يا أمه مدخوله يا غير مدخوله دائمه يا منقطعة مطعيه
باشد يا ناشزه بلكه همچنين است مطلقه رجعيه بخلاف بائنه وهم چنين فرق نيست در زوج ما بين انكه
صغير باشد يا كبير عاقل باشد يا مجنون پس ولى أو در صورت صغر وجنون از مال أو مىدهد
( مسألة 9 )