غساله ( ششم ) اين كه أو را برهنه ومستوره العورة غسل دهند نه از روى جامه ( هفتم ) اين كه عورت
أو را به پوشند هر چند بر غسل دهنده وحاضرين حرام نباشد نظر بان ( هشتم ) انكه انگشتها
ومفصلهاى أو را اهسته وهموار بمالند تا نرم شود واگر متعسر باشد متعرض نشوند ( نهم ) اين كه دستهاى
أو را پيش از هر غسلي تا نصف ذراع سه دفعه بشويند وبهتر اين است كه در أول بآب سدر ودر
ثاني بآب كافور ودر ثالث بآب قراح باشد ( دهم ) اين كه پيش از غسل سر أو را بكف سدر يا خطمى
بشويند با محافظت بر اين كه داخل در بيني يا گوش أو بشود ( يازدهم ) اين كه فرجين أو را بآب سدر
يا اشنان بشويند سه دفعه پيش از تغسيل وبهتر اين است كه غاسل خرقه را بدست به پيچد وبا آن
بشويد عورت أو را ( دوازدهم ) اين كه بهموارى دست بر شكم أو بمالند در دو غسل أول مگر اين كه
حامله باشد وطفل در شكم أو مرده باشد كه مكروه است ( سيزدهم ) اين كه ابتدأ كند در هر غسلي از
أغسال ثلاثة بطرف راست از سر أو ( چهاردهم ) اين كه غاسل بر جانب راست أو بايستد ( پانزدهم )
اين كه غاسل بعد از هر غسلي دو دست خود را سه دفعه تا مرفق بلكه تا منكب بشويد ( شانزدهم )
انكه بجهت زيادتى يقين دست بر بدن أو بمالد مگر انكه بترسد اين كه چيزى از أو كنده شود كه اكتفاء
مىكند در اين صورت بريختن آب بر أو ( هفدهم ) انكه آب غسل بمقدار شش مشك باشد ( هيجدهم )
بعد از فراغ از غسل بدن أو را خشك كند بجامه پاكى ( نوزدهم ) انكه پيش از غسل أول ودوم أو را
وضوء دهند مثل وضوء نماز علاوة شستن دستهاى أو تا نصف ذراع ( بيستم ) در هر يك از أغسال
هر يك از أعضاء ثلاثة را سه دفعه بشويند ( بيست ويكم ) اين كه اگر غاسل أو را كفن مىكند پاهاى
خود را تا زانوها بشويد ( بيست ودوم ) اين كه غسل دهنده در حال غسل مشغول بذكر خدا واستغفار
باشد وبهتر اين است كه مكرر بگويد رب عفوك عفوك يا بگويد اللهم هذا بدن عبدك المومن وقد
أخرجت روحه من بدنه وفرقت بينهما فعفوك عفوك خصوصا در وقت گردانيدن ميت را بجهت
شستن ( بيست وسيم ) اين كه اگر در بدن ميت عيبى به بيند آن را به پوشاند وبكسى خبر ندهد
فصل هفدهم در مكروهات غسل ميت است وان نيز چند چيز است ( أول ) نشانيدن ميت را
در حال غسل ( دوم ) قرار دادن غاسل أو را در ميان دو پاى خود ( سيم ) تراشيدن سر أو يا موى
پشت زهار أو ( چهارم ) كندن موى زير بغل أو ( پنجم ) گرفتن شارب أو ( ششم ) گرفتن