تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
بعد از تيمم دادن يا غسل دادن بدون خليطين يا أحدهما عذر مرتفع شد پيش از دفن واجب است اعاده غسل
( مسألة 11 ) تيمم در اينجا بايد بدست شخص تيمم دهنده باشد نه بدست ميت اگر چه أحوط اين است كه دفعه ديگر بدست ميت تيمم بدهد اگر ممكن باشد پس انشخص دست خود را بزمين ميزند ومسح مىكند پيشانى ودو دست ميت را وأحوط دو ضربت است اگر چه أقوى كفايت يكضربت است
( مسألة 12 ) در جائيكه بجهت نبودن سدر وكافور يا أحدهما غسل بآب قراح داده اند يا بجهت عذرى تيمم داده اند ميت رامس بدن أو موجب غسل مس نيست بنابر أقوى هر چند أحوط است
( فصل پانزدهم ) در شرائط غسل است وان چند چيز است ( أول ) نيت قربت چنانچه در باب وضوء گذشت ( دوم ) طهارت آب ( سيم ) ازاله نجاست از هر عضوى پيش از شروع در غسل آن بلكه أحوط ازاله آن است از جميع أعضاء پيش از شروع در أصل غسل همچنانكه گذشت سابقا ( چهارم ) ازاله حواجب وموانع است از وصول آب ببشره وتخليل شعر وفحص از مانع هر گاه شك در وجود آن دارد ( پنجم ) مباح بودن آب وظرف ومصب آب ومجراى آب غساله ومحل غسل دادن ومكان غسل دهنده وتخته كه ميت را بر آن مىگذارند وفضائى كه جسم ميت در أو است وهر گاه جاهل بود بغصبيت يكى از مذكورات يا فراموش كرد وبعد از غسل علم پيدا كرد واجب نيست اعاده غسل بخلاف شروط سابقه كه فقد انها موجب اعاده است واگر چه از روى عمد وعلم نباشد
( مسألة 1 ) جايز است غسل دادن ميت را از روى جامه هر چند مماثل باشد بلكه بعضي آن را أفضل دانسته اند ولكن ظاهر چنانستكه بعضي ديگر گفته اند كه برهنه كردن أفضل است در غير عورت هر گاه مماثل باشند
( مسألة 2 ) شخص بحالت جنابت يا زن در حال حيض بميرد همان غسل ميت كفايت از جنابت وحيض مىكند وواجب نيست غسل جنابت وحيض بلكه رجحان هم ندارد اگر چه از علامه رحمه الله نقل شده رجحان آن
( مسألة 3 ) شرط نيست كه غسل ميت بعد از سرد شدن باشد اگر چه أحوط است
( مسألة 4 ) نظر كردن بعورت ميت حرام است ولكن موجب بطلان غسل نيست اگر غاسل نظر كند
( مسألة 5 ) اگر ميت را بي غسل دفن كرده باشند واجب است نبش قبر بجهت غسل يا تيمم دادن أو وهم چنين است اگر بعض أغسال را ترك كرده باشند ولو سهوا يا معلوم شد كه غسل أو باطل بوده وهم چنين است هر گاه أو را