تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
غسل أو است هر گاه خودش بدون امر امام ع يا نائب أو غسل كند بكيفيت مذكوره اگر چه أحوط اعاده آن است
( مسألة 1 ) سقوط غسل در اين دو موضع مذكور از باب عزيمت است نه رخصت واما كفن پس اگر شهيد برهنه است واجب است تكفين أو واگر برهنه نباشد بعيد نيست جواز تكفين بر بالاى لباس شهادت واما كندن جامه شهادت وپوشانيدن كفن پس جايز نيست بلى چند چيز مستثنى است كه كندن آن از شهيد جايز است وان موزه وكفش وكمربند پوستى واسلحه حرب است وبعضى پوستين را نيز استثناء كرده اند وان خالى از اشكال نيست خصوصا اگر خون بان رسيده باشد وبعضى مطلق جلود را استثناء كرده اند چنانچه بعضي انگشتر را واز أمير المؤمنين عليه السلام روايت است كه فرموده كنده مىشود از شهيد پوستين وموزه وكلاه وعمامه وكمربند وسراويل كه زير جامه باشد لكن مشهور بتمام خبر عمل نكرده اند واصل مسألة مشكل است وأحوط نكندن است در هر چه كه ثوب بر آن صدق مىكند
( مسألة 2 ) هر گاه لباس شهيد مال غير باشد وصاحبش راضى نباشد با بقاء آن بايد كند از أو وهم چنين است اگر مال خود ميت باشد لكن رهن غير باشد وان غير با بقاء آن راضى نباشد
( مسألة 3 ) هر گاه در ميان معركه ميتى ديده شد ومعلوم نشد كه شهيد است يا نه أحوط تغسيل وتكفين أو است خصوص هر گاه جراحتي در أو نباشد وبعيد نيست جريان حكم شهيد بر أو
( مسألة 4 ) كسانيكه اطلاق شهيد بر ايشان شده در اخبار مثل مطعون ومبطون وزير عمارت مانده وغرق شده وزنى كه در وقت زائيدن مرده وكسيكه بجهت حمايت أهل ومال خود در مقام دفاع كشته شده حكم شهيد را ندارند در عدم وجوب غسل بلكه مراد آنست كه ثواب شهيد دارند
( مسألة 5 ) هر گاه مشتبه شود كافر بمسلم اگر علم اجمالي باشد بوجود مسلمى در بين واجب است احتياط بكفن ودفن ونماز بر همه والا وجوب اينها معلوم نيست ودر خصوص دفن روايتي وارد شده است كه به بزرگى وكوچكى الت تميز دهند پس هر يك كه الت أو كوچك است أو را دفن كنند وباكى نيست بعمل بروايت مذكوره در غير صورت علم اجمالي وأحوط كفن ودفن ونماز است مطلقا هر چند اجمالي هم نباشد برجاء انكه مسلمان باشد وهم چنين است حال اشتباه در غير معركه جهاد
( مسألة 6 ) مس شهيد ومقتول برجم يا قصاص بعد از عمل بكيفيت مذكوره موجب غسل مس نمىشود
( مسألة 7 ) قطعه جدا شده از ميت اگر مشتمل باشد بر سينه واجب است غسل وكفن