سمعانى گفته است كه در خيزاحز كه روستائى نزديك بخاراست جماعتى از فقها از اصحاب ابو حفص كبير باشند . ( به نقل از جواهر المضيئه ) ولى در خود انساب اين مطلب به نظر نرسيد .
شمس الائمه گويد : كه محمد بن اسماعيل بخارى صاحب صحيح در زمان ابو حفص كبير به بخارا آمد ، و مردم از او در مسائل فقهى پرسش مىكردند ، و فتوى مىخواستند ، و او جواب مىداد . ابو حفص او را از فتوى دادن منع كرد ، و گفت تو فتوى دادن را نشائى ، او توجهى به منع ابو حفص نكرد ، و از فتوى دادن باز نايستاد . تا آنكه وقتى از او سؤال شد كه اگر دو كودك شير خوار دختر و پسر ، از شير يك گاو و يا از گوسفندى بخورند ، رضاع بين آن دو حاصل مىشود يا نه ، و در صورت ثبوت رضاع اين دو به يك ديگر حرام خواهند بود يا نه . او به ثبوت رضاع و حرمت ازدواج فتوى داد ، و موجب آن شد كه مردم شوريدند و او را از بخارا خارج كردند .
و البته در اين مورد رضاعى بين اين دو نيست چون رضاع در جائى باشد كه نسبت محقق گردد ، و بين آدمى و بهائم نسبت تحقق نمىيابد ، و بنابر اين با شير خوردن اين دو كودك از يك بهيمه رضاع حاصل نشود .
وفات ابو حفص را نرشخى و ملازاده در سال 217 نوشتهاند .
و در قاموس الاعلام به سال 227 آمده است .
مدفنش جائى است در بخارا كه تل خواجه امام گويند و مزارش مجمع ابدال و اوتاد مردم است .
در بخارا مدرسهاى به نام ابو حفص بوده كه تا اواخر قرن هفتم دائر و آباد بوده كه يكى از احفاد ابو حفص ملقب به صدر الدين در آنجا تدريس مىكرده و در سال 655 در بخارا درگذشته است .
( منتخب ذيل المذيل طبرى 145 الجواهر المضيئه 1 / 67 تاريخ ملازاده
تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 259
مساهمون: محمد بن جعفر النرشخي
ص٢٥٩