تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
مىكردند و همين كه زمستان مىرسيد به مرو باز مىگشتند . وقتى كه مسلمانان از جنگ دست بداشتند ، سلاطين خراسان در شهرى نزديك خوارزم گرد شدند ، و با هم قرار گذاشتند كه با يك ديگر خصومت نورزند و با هم مجادله ننمايند ، و كارها كه پيش آيد از مشورت با يك ديگر خوددارى نكنند . مسلمانان در آن وقت از امراء خود خواستند كه به آن شهر حمله برند ، اما اميران با خواست آنها موافقت نكردند . وقتى كه سلم با لشكرش پيش مىرفت زمستان بود . مهلب بن ابى صفره به اصرار در خواست كرد كه بدان شهر كه ملوك خراسان جمع بودند حمله برد . سلم با درخواست او موافقت كرد ، و او به عنوان پيشرو با شش هزار و به قول بعضى با چهار هزار مرد به آن شهر حمله كرد ، و شهر را محاصره نمود ، كفار در خواست صلح كردند ، و در برابر دادن مال الصلح سنگينى كه بيست و چند ( طبرى : پنجاه - 7 / 394 ) هزار هزار نقد و چندين برابر آن متاع و اموال و چهار پا گفته‌اند صلح كرد . ( 4 / 39 ) زن سلم ام محمد اولين زن عرب بود كه از جيحون گذشت ، و در سمرقند داراى پسرى شد كه او را صغدى ناميد . ام محمد از زن امير سغد زيور بسيارى به عاريت گرفت ، و آنها را باز پس نداد ، و با خويش برد ، طبرى مىگويد از جمله زيورهائى كه عاريه كرد ، تاجى بود كه آن را گرفت و رد نكرد . ( 7 / 398 ) سلم در خراسان زياد نماند ، و وقتى خبر مرگ برادرش يزيد بن زياد را كه حكومت كابل داشت شنيد غمناك شد ، و حكومت را به ديگرى سپرد ، و خود عازم شام گرديد ، ولى وقتى كه به بصره درآمد در آنجا درگذشت . ( طبرى 7 / 391 / 395 / 478 / 489 ابن اثير 4 / 39 - 40 فتوح البلدان بلاذرى 389 / 412 / 414 / ياقوت 2 / 404 و 4 / 838 ترجمهء طبرى 276 يعقوبى