و خواستار صلح گرديد ، و مال الصلح را نزد سعيد ارسال داشت ، ولى وقتى كه يكصد هزار نفر از مردم سغد و ترك و كش و نخشب به مدد خاتون رسيدند ، او از دادن مال الصلح پشيمان شد ، و عهد بشكست ، و در سعيد طمع كرد .
تركان با مردم سعيد روبرو شدند ، و به جنگ پرداختند ، همين كه آتش جنگ شعله ور شد ، يكى از امراء ترك از جنگ روى بتافت ، و با مردم خويش از ميدان نبرد بيرون شد ، و اين عمل وى سبب هزيمت ديگران گرديد .
خاتون كه چنين ديد دوباره خواهان صلح شد ، و سعيد در برابر سيصد هزار درهم صلح كرد ، به شرط آنكه خاتون راه سمرقند را براى سعيد باز گذارد ، و راهنمائى همراه او كند ، و بيست تن از بزرگزادگان بخارا را هم به عنوان گروگان به سعيد دهد .
سعيد پس از آنكه به شهر بخارا در آمد ، متوجه سمرقند شد ، و خاتون و مردم بخارا در جنگ سمرقند سعيد را يارى كردند .
سعيد بر در سمرقند نزول كرد ، و سوگند ياد نمود كه از آنجا برنخيزد تا آنكه شهر را بگشايد . مردم سمرقند سه روز در جنگ با اعراب پايدارى كردند . و سختترين نبردها در روز سوم بود كه در اين روز چشم سعيد و مهلب آسيب ديد ، و هر دو از يك چشم نابينا شدند . بالاخره سمرقنديان از سعيد درخواست صلح نمودند ، و سعيد با آنها در برابر هفتصد هزار درهم صلح كرد ، مشروط بر آنكه جمعى از بزرگزادگان را به گروگان به او دهند ، و او از يك سوى شهر در آيد ، و از سوى ديگر خارج شود . و سعيد پنجاه پسر ( بعضى عدهء آنها را 25 و 40 و 80 گفتهاند ) از ايشان را به گروگان گرفت ، و از سمرقند باز گشت .
وقتى سعيد به بخارا باز گشت خاتون از او آزادى اسرا را خواست ، ولى سعيد نپذيرفت و از جيحون گذشت و به مرو رفت ، و اسرار را با خود
تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 237
مساهمون: محمد بن جعفر النرشخي
ص٢٣٧