تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
( 1 ) دشوارى آن را و بالا بر « 1 » آواز نالهء « 2 » شكستگى آن را و ظاهر گردان خداوندا مشتبه و پنهان آن را و رها كن بند كرده‌شدهء آن را و قائم و محكم گردان اصل بناى آن را تا آنكه باشد آن خير و خوبى خيرى كه روى آورنده باشد به نفع و فايده‌اى و برطرف‌كننده باشد زيان را و شتاب‌كننده باشد به رسانيدن نفع و باقى گذارنده باشد احسان را بدرستى كه تو بىنيازى به سبب زيادتى احسان كردن و ابتداكننده‌اى « 3 » به بخشش .

مناجات براى طلب در گذشتن از گناهان

( 2 ) خداوندا بدرستى كه اميدوارى من به فراخى و گنجايش رحمت تو گويا كرده است مرا به طلب نمودن من در گذشتن ترا از گناهان من و چشمداشت من به بردبارى تو و ملايمت و مداراى تو صاحب جرأت نموده است مرا بر طلب كردن امان دادن تو مرا و تجاوز نمودن تو از تقصير من و از براى من است اى پروردگار من گناهان بسيار به تحقيق كه رو آورده است آنها را روهاى انتقام كشيدن و از براى من است معصيتهائى كه بتحقيق كه نگاه كرده است آنها را چشمهاى هلاك نمودن و از بيخ بريدن و مستحقم من به سبب آن گناهان ( بنا بر عدالت تو ) مر درد آورنده از عذاب ترا و سزاوارم من به سبب مرتكب شدن من آن گناهان را مر هلاك‌كنندهء از عقاب ترا و مىترسم من از پس افكندن گناهان مر اجابت دعاى مرا و از برگردانيدن آن گناهان مرا از برآمدن حاجت من به سبب باطل نمودن آن گناهان هر حاجت مرا و بريدن آنها مر سببهاى خواهش مرا از جهت آنچه به تحقيق كه شكسته شده است پشت من از سنگينى آن گناهان ( 3 ) و عاجز ساخته است مرا از قدرت و توانائى برداشتن آنها پس برگشتم اى پروردگار من بسوى حلم كردن تو از تقصيركاران و تجاوز نمودن تو از گناه‌كاران و بازگشتم بسوى رحمت تو براى نافرمان برندگان پس روى آوردم به اعتماد خود بر تو در حالى كه توكل‌كننده‌ام بر تو و به خاك اندازنده‌ام نفس خود را در نزد تو در حالى كه شكوه‌كننده‌ام من اندوه خود را « 4 » بسوى تو و سؤال‌كننده‌ام من
هامش
( 1 ) يعنى بشنو و فريادرس آواز نالهء آن را كه از جهت شكستگى ناله مىكند به اين نحو كه بر طرف كن و شكستگى آن را درست نماى . و اللَّه يعلم ( 2 ) جوهرى در كتاب صحاح ذكر نموده كه صريخ به معنى آواز ناله و به معنى شخص طلب‌كنندهء فريادرس آمده و در اين مقام معنى اول مناسب است ، چنانچه به آن ترجمه شده . و اللَّه يعلم . و در بعضى از نسخه‌ها صريع به عين بىنقطه است به جاى صريخ يعنى و بلند گردان به خاك مذلت افتادهء شكسته شده از خير و خوبى را . و اللَّه يعلم ( 3 ) يعنى ابتداكننده ببخشش پيش از آنكه ترا بندگان سؤال كنند . و اللَّه يعلم ( 4 ) بثّ در اصل به معنى تفرّق و پراكندگى است و اندوه بسيار شديد را نيز گويند از جهت آنكه صاحب آن صبر نمىكند با آنكه اظهار و شكوه نمايد آن را و آن را ميان مردمان پراكنده سازد . بنا بر اين است آنچه بعضى گفته‌اند كه بثّ اندوهى است كه آن را صاحبش اظهار نمايد و حزن اندوهى است كه آن را پنهان كند و صاحبش در دل گيرد . و اللَّه يعلم
مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 406 | السيد ابن طاووس / الطبسي