تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧
( 1 ) آنچه را كه سزاوار نيستم من آن را از بر طرف كردن تو اندوه مرا و مستحق نيستم من آن را از زائل نمودن تو غم مرا و در حالى كه طلب‌كننده‌ام من در گذشتن ترا از گناهان و اعتمادكننده‌ام من اى صاحب من ، به تو خداوندا پس منت گذار بر من به گشادگى در كارها و ببخش بر من آسانى بيرون رفتن از اندوه‌ها و راهنمائى كن مرا به شفقت و مهربانى خود بر سمت راه راست و حق و بلغزان پاى مرا به قدرت و توانائى خود از راه كج و باطل و خلاص كن مرا از زندان اندوه به سبب درگذشتن تو از گناهان من و رها كن بندگى مرا به سبب رحمت خود و احسان كن بر من به خشنودى تو از من و بخشش نماى بر من به نيكوئى خود و درگذر از به سر در آمدن من و بر طرف كن اندوه مرا و رحم كن اشك چشم مرا و مانع مشو خواسته‌شدهء مرا و محكم گردان به سبب درگذشتن تو قوّت مرا « 1 » و قوى گردان به سبب آن پشت مرا و نيكو گردان به سبب آن حال مرا و دراز گردان به سبب آن عمر و زندگانى مرا و رحم كن بر من در روز محشور شدن من و در هنگام برانگيخته شدن من از قبر بدرستى كه تو بخشنده‌اى و كرم‌كننده‌اى و آمرزنده‌اى و مهربانى .

مناجات جهت اراده سفر

( 2 ) خداوندا بدرستى كه من اراده نموده‌ام سفرى را پس نيكو گردان براى من در آن سفر و ظاهر ساز براى من در اين سفر راه اراده و قصد مرا و بفهمان به من آن را و بگشاى « 2 » قصد مرا براستى و درستى « 3 » و شامل بگردان به من در اين سفرم سلامتى را و فايده بده به من در اين سفر بزرگ از بهره و كرامت را و نگاهدار مرا به نيكوئى از نگاهداشتى و پاسبانى و دور گردان از من خداوندا مشقتهاى سفرها را و هموار گردان براى من ناهموارى زمينهاى ناهموار را و درهم هيچ براى من صحراى « 4 » مسافت حركت را و نزديك گردان از براى من دورى بسيار دور « 5 » منزلها را « 6 » و دور كن در وقت حركت ما بين گامهاى شتران را تا آنكه
هامش
( 1 ) و محتمل است كه أزر به معنى پشت باشد و فقرهء بعد تاكيد فقرهء اولى باشد . و اللَّه يعلم ( 2 ) يعنى راستى را فاتحه و اول راى من بگردان چنانچه از ابتدا به راه راست روم . ( 3 ) يا آنكه ثابت بودن و تغيير نيافتن ( 4 ) بساط به كسر گستردنى و به فتح زمين فراخ است . ( 5 ) « ناى » به معنى دورى است چنان كه بعد نيز به معنى دورى است و تكرار جهت تاكيد و مبالغه است . ( 6 ) « منهل » در اصل موضعى است كه آبى در آن باشد مثل چشمه يا نهرى يا امثال آن و منزل مسافر را نيز منهل گويند از جهت آنكه البته بايد كه در آن آبى باشد . و اللَّه يعلم
مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 407 | السيد ابن طاووس / الطبسي