تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
( 1 ) بسيار ستم‌كنندگان بر خود و مانندهاى مرا از گناه‌كاران به گفتهء خود كه فرموده « 1 » اى بندگان من آن چنانى كه ستم نموده‌ايد بر نفسهاى خود نااميد مشويد از رحمت خداى بدرستى كه خدا مىآمرزد گناهان را همهء آنها را بدرستى كه خداى تعالى است بسيار آمرزندهء مهربان و ترسانيده‌اى تو نااميدان از رحمت خود را پس گفته‌اى تو و كيست كه نااميد گردد از رحمت پروردگار خود مگر گمراهان پس خوانده‌اى ما را به سبب مهربانى خود به سوى خواندن تو پس فرموده‌اى تو كه بخوانيد مرا كه اجابت مىكنم شما را بدرستى كه آن جماعتى كه تكبّر مىكنند و سرپيچى مىكنند از بندگى من « 2 » زود باشد كه داخل شوند جهنم را خوارشدگان ( 2 ) اى خداى من هر آينه به تحقيق كه « 3 » مىبود خوارى نااميدى بر من مشتمل « 4 » و مأيوس شدن از رحمت تو ، مىگرديد به من لاحق اى خداى من به تحقيق كه وعده نموده‌اى كسى را كه نيكو گردانيده است اعتقاد خود به تو به ثواب و وعيد و تهديد نموده‌اى تو كسى را كه بد كرده است به تو گمان خود را به عذاب خداوندا و بتحقيق كه روان كرده است « 5 » اشك چشم مرا نيكوئى « 6 » گمان من به تو در آزاد شدن من از آتش و در پوشانيدن لغزش و گناهان مرا و در گذشتن از به روى درافتادن من از خطاها و گفتهء تو و گفتار تو حقّ است كه نيست خلافى در آن و نه تغييرى كه روزى كه مىخوانيم ما « 7 » هر طايفه را از مردمان به پيشواى ايشان آن روز روز حشر و قيامت است وقتى كه دميده شود در صور و زنده مىشود آنچه به آن در قبرها ( يعنى آنچه از مردگان در گورها است ) خداوندا بدرستى كه اقرار مىكنم و گواهى مىدهم و اعتراف دارم و انكار نمىكنم و در پنهانى قائلم و در آشكارا معترفم
هامش
( 1 ) « بقولك متعلق به « لما وعدت » است . يعنى به آنچه تو جماعت مسرفان را وعده داده‌اى به قول خودت كه تو گفته‌اى : « اى بندگان من كه ستم نموده‌ايد بر نفسهاى خود نااميد مشويد از رحمت خداى » تا به آخر آيه . و اللَّه يعلم ( 2 ) يعنى از اطاعت و خواندن ( 3 ) « لقد كان » جواب و جزاست از براى « لو لا تعلقى » . حاصل معنى آنكه اگر چسبيدن من به نعمتهاى تو و دست زدن من به اميدوارى از تو نمىبود و آنكه فرموده‌اى كه نااميد مشويد از رحمت خداى هر آينه به سبب گناهان عظيم كه من دارم نااميد شدن و مايوس گشتن از رحمت تو شامل احوال من خواهد بود و اميد نجات از عذاب تو و توقع خلاصى از آن نخواهم داشت . و اللَّه يعلم ( 4 ) يعنى فرو مىگرفت خوارى نااميدى مرا . ( 5 ) و در همين دعا كه به روايتى ديگر از حضرت امام رضا عليه السلام منقول است به جاى « و قد أسبل دمعي » « و قد أمسك رمقي » است و اين به حسب معنى ظاهرتر است چنان كه بعد از اين مذكور خواهد شد . و اللَّه يعلم ( 6 ) يعنى نيكوئى اعتقاد من به تو به آنكه تو گناهان بندگان را مىآمرزى هر چند كه بسيار و عظيم باشد و از تقصيرات ايشان در مىگذرى كه براى گريه كردن سبب شده است و زارى نمودن من جهت استدعا نمودن و طلب آمرزش كردن از تو و اگر نه بايستى كه من از بسيارى گناهان خود مايوس گشته زارى نكنم و طلب آمرزش ننمايم و ممكن است كه مراد از گريه گريهء از روى خجالت باشد يعنى حسن ظن من به آمرزش تو با وجود بسيارى گناهان من باعث شده است كه از راه خجالت بسيار گريه كنم و بعضى از فضلا گفته‌اند كه مراد از گريه گريهء در وقت خوشحالى است ، يعنى اعتقاد داشتن به آمرزش تو گناهان مرا باعث آن شده است كه من گريه خوشحالى نمايم يعنى كمال مسرّت و خوشحالى دارم و اين معنى خالى از تكلّفى نيست چنانچه بر متأمّل مخفى نماند . و اللَّه يعلم ( 7 ) مراد از خواندن هر طايفهء را به امام ايشان آن است كه تابعان هر كس را به نام او مىخوانند مثلا مىگويند اى امت محمّد مصطفى و اى پيروان ابراهيم و اى تابعان شيطان بيائيد و همچنين . و اللَّه يعلم
مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 367 | السيد ابن طاووس / الطبسي