( 1 ) اى بسيار غلبهكننده ، اى آمرزندهء گناهان بزرگ ، اى درستكنندهء شكستگىهاى دلها ، اى آفريننده ، اى روزى دهنده ، اى شكافنده ، اى بهم آورنده ، « 1 » اى راستگو ، اى يگانه ، اى مقصود در حاجتها ، اى يكتا ، اى صاحب شرف ، اى بخشنده ، اى بىهمتا ، اى عطاكننده ، اى بسيار منزّه ، اى رحمكننده ، اى بسيار پاكيزه ، اى مهربان ، اى حفظكننده ، اى ستايش كرده شده ، اى بزرگوار ، اى ابتداكننده ، « 2 » اى عود فرماينده ، « 3 » اى دوست ( يا آنكه اى صاحب اختيار ) ، اى بلند مرتبه ، اى بىنياز ، اى توانا ، اى خلقكننده ، اى صورت دهنده ، اى پادشاه ، اى بسيار با قدرت ، اى برانگيزانندهء مردگان ، اى ميراث برنده ، « 4 » اى صاحب كبريا ، اى بزرگ ، اى بخشنده ، اى نگاهدارنده روزى فراخ ، اى سالم از عيبها ، اى امان دهنده ، اى نيكوكار ، اى بىجفت ، اى بخشنده ، اى منعكنندهء بلاها ، اى عقوبتكننده ، اى فايده بخشنده ، اى پراكندهكنندهء جمعيّتها ، اى جمعكنندهء متفرقها ، « 5 » اى ثابت ، اى ظاهركنندهء حقّ ، اى زنده ، اى به خود بر پاى ، اى بسيار دوستدار ، اى عود فرماينده ، ( 2 ) اى طلبكنندهء حقّ ، « 6 » اى غلبهكننده ، اى دريابندهء گريختگان ، اى بزرگ ، اى زياد بخشنده ، اى كرمكننده ، اى بسيار بخشنده ، اى احسانكننده ، اى قبول توبهكننده ، اى صاحب كرم ، اى نجات دهندهء از اندوه ، اى بر طرف كنندهء غم ، اى فرود آورندهء دين حقّ ، اى گويندهء كلام راست ، اى خلقكنندهء آسمانها و زمين ، اى ستون آسمانها و زمين ، « 7 » اى نگاه دارندهء « 8 » آسمانها و زمين ، اى صاحب نعمت نيكو و احسان بزرگ ،
هامش
( 1 ) ممكن است كه اشاره باشد به قول خداى تعالى كه فرمودهاند «أَ وَ لَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ كانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما» يعنى آيا نمىبينند آن جماعتى كه كافرند آنكه بودند آسمانها و زمين رتق يعنى هر يك از آنها يك طبقه داشتند كه اجزاء آنها بهم چسبيده بود پس شكافتيم آنها را به اين نحو كه آسمان را هفت طبقه قرار داديم و هر طبقه را متحرك قرار داديم به حركتى كه مخالف باشد با حركت طبقهء ديگر پس لازم آيد كه طبقات از يك ديگر جدا شوند و همچنين طبقات زمين اوّلا همگى آب بوده پس بعد از آن كفى بر روى آب بهم رسيده و به تدريج زمين گشته و بعد از آن پهن شده و از آب و هوا بهم رسيده و بخار گشته و بعد از آن آتش بهم رسيده و هر طبقه به سبب حالات و كيفياتى كه در او است جدا گشتهاند از يك ديگر و بعضى گويند كه اوّلا هر يك از آسمان و زمين خلق شدند بدون آنكه در آنها فرجهاى و شكافى باشد پس شكافتند آسمان را به سبب درها و آمدن باران و زمين را به سبب روئيدن گياهان و درختان و ممكن است كه فتق اشاره باشد به پراكنده بودن مادّهها و اسباب موجودات و رتق اشاره باشد به بهم آوردن و جمع نمودن چهار عنصر و اسباب خلقت مخلوقات و ساير مهمّات و امور و احتمال معانى ديگر نيز مىرود كه موجب درازى كلام مىگردد . و اللَّه يعلم
( 2 ) يا مبدى يعنى اى آفرينندهء چيزها در ابتدا بىآنكه پيش از آن مثالى و مانندى باشد . و اللَّه يعلم
( 3 ) يا معيد يعنى اى آفرينندهء مردمان بعد از حيات به مردن يا بعد از مردن به زندگى مرتبهء ديگر .
( 4 ) يا وارث يعنى اى ميراث برنده و خداى تعالى را ميراث برنده از جهت آن مىگويند كه باقى مىماند بعد از بر طرف شدن همهء خلايق پس گويا كه املاك تمام به او ميراث مىرسد .
( 5 ) يا جمعكنندهء اسباب وجود يا جمعكنندهء اعضاء از هم پاشيده يا جمعكنندهء چيزهائى كه ضد يك ديگر باشند . و اللَّه يعلم
( 6 ) يعنى يارى دهندهء دين حق يا شخصى را كه به راه حقّ رود .
( 7 ) عماد به كسر عين چيزى را گويند كه به پا بايستد و به او چيزى ديگر ثابت بماند كه اگر آن نبوده باشد آن چيز بيفتد و زايل شود .
( 8 ) اشاره است به قول خداى تعالى كه فرمودهاند «إِنَّ اللَّهَ يُمْسِكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولا» يعنى خداى تعالى نگاه مىدارد آسمانها و زمين را كه مبادا زايل شوند .