به سبب آن درويشى را و به خدا سوگند كه اين را نمىخواهم و اراده نكردم مگر براى خود .
( 1 ) ربيع گفت كه : پس آن حضرت دست خود را بلند كردند و به سجدهگاه خود روى كردند ( يعنى روى به قبله نشستند ) از جهت آنكه ناخوش داشتند كه به همان وضع كه نشسته بودند اين دعا را بدون نيّتى از جهت تعليم من بخوانند . پس روى به قبله كردند تا آنكه اين دعا را با نيّت بخوانند و تعليم من نيز به عمل آيد . پس فرمودند كه : اين را بگو و دعا اين است « 1 » :
خداوندا بدرستى كه سؤال مىكنم ترا اى دريابندهء گريزندگان « 2 » و اى پناه ترسندگان و اى فريادرس فريادرس طلبان و اى غياث « 3 » استغاثهكنندگان و اى منتهاى نهايت « 4 » سئوالكنندگان و اى برآورندهء دعاى بيچارگان ، اى رحمكنندهترين رحمكنندگان ، اى ثابت ، اى ظاهركنندهء حق ، اى صاحب عقوبت سخت و شديد ، اى داد ستانندهء ستمديدگان از ستمكنندگان ، اى امان دهندهء دوستان خود از عذاب خواركننده ، اى كسى كه مىداند خيانت و نگاه دزدى « 5 » چشمها را به پنهانىهاى نگاه پلكهاى چشمها و مىداند امرهاى پنهان در دلها را و مىداند آنچه را كه بوده و آنچه را كه مىباشد ، ( 2 ) اى پروردگار آسمانها و زمينها و فرشتگان كه نزديكان اويند و اى پروردگار پيغمبران و فرستادگان و اى پروردگار جنّيان و آدميان همگى ، اى حاضر در هر مكانى كه پنهان نمىشود ، اى غلبهكنندهاى كه مغلوب نمىگردد ، اى كسى كه او بر هر چيزى توانا [ نگاهبان ] است و بر هر امرى نگاهبان [ بر هر چيزى حسابگر ] است و به هر بندهاى نزديك است و براى هر دعائى برآورنده است ، اى خداى جماعت گذشتگان و رفتگان و اقراركنندگان و انكاركنندگان و اى خداى بىزبانان و سخنكنندگان ، اى پروردگار زندگان و مردگان ، اى خدا ، اى پروردگار ، اى غلبهكننده ، اى داناى با حكمت ، اى آمرزنده ، اى مهربان ، اى اوّل همه چيز ، اى بىاوّل دائمى ، اى جزا دهندهء اعمال ، اى بردبار ، اى قهر و غلبهكننده ، اى بسيار دانا ، اى بسيار شنوا ، اى بينا ، اى داناى چيزهاى خرد باريك ، اى خبر دار ، اى دانا ، اى توانا ،
هامش
( 1 ) مترجم گويد كه سند اين دعا معتبر است و اكثر علما اين دعا را از جملهء دعاهاى تعقيبات صبح ذكر نمودهاند .
( 2 ) يعنى جماعتى كه از بلاها و دشمنان بگريزند و بسوى تو روى مىآورند .
( 3 ) اين فقره تأكيد فقرهء سابق است .
( 4 ) غايت چيزى نهايت آن چيز است و مراد به غايت سئوالكنندگان كسى است كه هر گاه سئوالكنندگان به او برسند سؤال ايشان به او منتهى شود و بايستد يعنى مطلب ايشان از او حاصل شود و مراد به بودن خداى تعالى منتهاى غايت ايشان اين است كه سئوالكنندگان از هر كس كه سؤال كنند و در نزد او بايستند آن شخص نيز از ديگرى سؤال مىكند تا آنكه منتهى مىشود به خداى تعالى كه او از ديگرى سؤال نمىكند و همهء مطلبها از او حاصل مىشود پس او منتهاى غايت ايشان است يا آنكه مراد آن است كه تحصيل رضاى خداى تعالى منتها و بالاتر همهء مطلبها و سؤالهاى سئوالكنندگان است . و اللَّه يعلم م ح ق سلّمه اللَّه
( 5 ) يعنى مىداند خيانتهاى چشمهائى را كه سر زند از نگاههاى پنهانى پلكهاى چشمها . و اللَّه يعلم