تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة با ترجمه فارسى روان ( فارسى ) — صفحة 849

مساهمون:

ص٨٤٩
شتران فراوانت چه شدند ؟ عرض كرد اى اميرمؤمنان ! حقوق واجب ( زكات ) آنها را پراكنده ساخت ! امام فرمود : اين بهترين راه مصرف آنها بود . 447 - آن كس كه بدون آگاهى ( از احكام اسلام ) به تجارت پردازد ، در ربا غوطه‌ور خواهد شد . 448 - كسى كه مصايب كوچك را بزرگ شمارد ، خداوند او را به مصيبتهاى بزرگ مبتلا مىسازد . 449 - كسى كه براى خود شخصيّت قائل است ، شهواتش در پيش او خوار و ذليل خواهند بود . ( اشاره به اين كه تسليم هوا و هوس شدن شخصيّت انسان را خرد مىكند ) . 450 - هر شوخى كه انسان مىكند مقدارى از عقل خود را با آن از دست مىدهد ( اشاره به افراط و زياده روى در مزاح است و گرنه مزاح به صورت معتدل ، نه تنها مذموم نيست بلكه پيشوايان اسلام خود آن را انجام مىدادند ) . 451 - بى ميلى تو نسبت به آن كس كه به تو علاقه‌مند است ، دليل كمى بهرهء تو در دوستى است و تمايل تو نسبت به كسى كه بى اعتناست سبب خوارى توست . 452 - غنا و فقر آن گاه آشكار مىشود كه اعمال ما بر خدا عرضه شود . 453 - « زبير » همواره از ما اهل بيت بود تا آن زمان كه فرزند شومش عبداللّه نشو و نما كرد . 454 - انسان را با تكبّر چكار ؟ در آغاز نطفه بود و سرانجام مردارى است . نه مىتواند به خود روزى دهد و نه مرگ را از خود براند . 455 - از امام پرسيدند : برترين شعراى عرب كيست ؟ فرمود : شاعران همه يك روش نداشتند و در يك مسير به مسابقه نپرداخته‌اند تا پيشگام آنها مشخّص شود و اگر به ناچار بايد به اين سؤال پاسخ داد ، بايد گفت : آن سلطان گمراه ، يعنى « امرء القيس » بر همه مقدّم است . 456 - آيا آزاد مردى پيدا مىشود كه اين ته ماندهء دنيا را به اهلش واگذارد ؟ بدانيد جان شما بهايى جز بهشت ندارد ، به كمتر از آن نفروشيد . 457 - دو گرسنه‌اند كه هرگز سير نمىشوند : طالب علم و طالب دنيا . 458 - ايمان آن است كه راستگويى را در آن‌جا كه به تو زيان مىرساند ، بر دروغ در آن‌جا كه سود دارد مقدّم دارى ، و اين كه گفتارت بيش از عملت نباشدوديگراين‌كه به هنگام سخن دربارهء ديگرى از خدا بترسى . 459 - مقدّرات بر نقشه و حسابگرى پيروز مىگردد ، تا آن‌جا كه ( گاهى ) آفت و بلا در تدبير است . شريف رضى رحمه الله مىگويد : همين مضمون ( در شمارهء 16 ) با عبارت ديگرى گذشت .