278 - كار كمى كه با نشاط آن را تداوم دهى اميدوار كنندهتر است از كار زياد و خسته كننده .
279 - هنگامى كه نافله ها ( و مستحبّات ) به فرائض و واجبات زيان رسانند ، آنها را ترك گوييد .
280 - كسى كه دورى سفر آخرت را به خاطر داشته باشد ، خود را مهيّا مىسازد .
281 - تفكّر و انديشه همچون ديدن با چشم نيست ، چرا كه گاهى چشم به صاحبش دروغ مىگويد ولى عقل سليم نسبت به كسى كه از او راهنمايى بخواهد غشّ و خيانت نمىكند .
282 - بين شما و موعظه پردهاى از غفلت وجود دارد ( و آن پردهء شهوات و هوسهاست ) .
283 - ( شما چگونه جمعيّتى هستيد كه ) نادانهايتان همچنان در عمل ( بدون بصيرت ) مىافزايند و دانشمندانتان كوتاهى مىكنند ( عملها فاقد علم و علمها بى عمل است ) .
284 - علم و آگاهى ، عذر افرادى را كه بهانه مىتراشند و از مسؤوليّت شانه خالى مىكنند ، قطع كرده است .
285 - آنها كه زمانشان پايان گرفته خواهان مهلتند و آنها كه مهلت دارند ، تعلّل مىورزند و كوتاهى مىكنند .
286 - تا كنون مردم به هيچ چيز « آفرين بر او » نگفتهاند ، مگر اين كه سرانجام روزگار ، روز بدى از براى او فراهم ساخته .
287 - از امام عليه السلام دربارهء قضا و قدر سؤال شد ؛ فرمود : راه تاريكى است در آن گام ننهيد ، درياى ژرفى است ، در آن وارد نشويد و سرّ الهى است ، براى شكافتن آن خود را به زحمت نيندازيد .
288 - هرگاه خداوند بندهاى را بر اثر گناهانش پست بشمرد ، علم و دانش را از او منع مىكند .
289 - / در گذشته يك برادر خدايى ( و دينى ) داشتم ( كه توصيفش چنين بود ) : آنچه او را در نظرم بزرگ جلوه مىداد ، كوچكى دنيا در نظر او بود . او از تحت حكومت شكمش خارج شده بود ؛ آنچه نمىيافت اشتهايش را نداشت و از آنچه مىيافت زياد مصرف نمىكرد . اكثر اوقات زندگيش ساكت بود . اگر سخن مىگفت بر گويندگان چيره بود و عطش پرسش كنندگان را فرو مىنشاند .
ضعيف و مستضعف بود . اگر كارى جدّى به ميان مىآمد ، همچون شير بيشه مىخروشيد و مانند مار بيابانى به حركت مىآمد . پيش از حضور در محكمهء قضاوت دليل اقامه نمىكرد . هيچ كس را نسبت به كارش - در آنجا كه امكان داشت عذرى داشته باشد - قبل از استماع عذرش ملامت نمىنمود .
نهج البلاغة با ترجمه فارسى روان ( فارسى ) — صفحة 809
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٨٠٩