خطبهء 22
آنگاه كه خبر پيمان شكنان به او رسيد ، اين خطبه را در سرزنش ناكثين ايراد فرمود
آگاه باشيد ! شيطان حزب و طرفداران خويش را بسيج كرده ، و سپاه خود را گرد آورده است تا بار ديگر ستم را به جايش برگرداند ، و باطل را به جايگاه نخستينش باز فرستد .
به خدا سوگند آنها هيچ منكرى از من سراغ ندارند و انصاف را بين من و خود حاكم نساختند .
خونخواهى عثمان
آنها حقّى را مطالبه مىكنند كه خود آن را ترك گفتهاند ، انتقام خونى را مىخواهند كه خود ريختهاند ، اگر ( در ريختن اين خون ) شريكشان بودهام پس آنها نيز سهيمند ، و اگر تنها خودشان مرتكب شدهاند كيفر مخصوص آنهاست . مهمترين دليل آن به زيان خودشان تمام مىشود ، از پستانى شير مىخواهند كه مدّتهاست خشكيده ، بدعتى را زنده مىكنند كه زمانهاست از بين رفته .
چه دعوت كنندهاى ! ؟ و چه اجابت كنندگانى ؟ !
من به كتاب و فرمان خدا و آگاهى او دربارهء آنها راضيم .
تهديد به جنگ
امّا اگر از آن سرباز زنند لبهء شمشير تيز را در اختيار آنها قرار مىدهم ، و اين كار براى درمان باطل و يارى حق كفايت مىكند !
شگفتا ! از من خواستهاند كه در برابر نيزههايشان حاضر گردم ، و در مقابل شمشير آنان شكيبايى ورزم ! سوگواران در سوگشان بگريند ، من كسى نبودم كه به نبرد تهديد شوم ، و يا از ضرب شمشير بهراسم !
من به پروردگار خويش يقين دارم و در دين و آيين خود گرفتار شك و ترديد نيستم !