تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة با ترجمه فارسى روان ( فارسى ) — صفحة 685

مساهمون:

ص٦٨٥
به تجّار و صاحبان صنايع توصيه كن ! و آنها را به خير و نيكى سفارش نما ( و در اين توصيه بين ) بازرگانانى كه در شهر و يا ده هستند ( و داراى مركز ثابت و تجارتخانه اند ) و آنها كه سيّار و در گردشند و نيز صنعتگرانى كه با نيروى جسمانى خويش به كار صنعت مىپردازند ، تفاوت مگذار ! چرا كه آنها منابع اصلى منافع و اسباب آسايش جامعه به شمار مىروند ، آنها هستند كه از سرزمينهاى دوردست ، از پرتگاهها و كوهستانها ، خشكيها و درياها و سرزمينهاى هموار و ناهموار ، موادّ مورد نياز را گرد مىآورند ، از مناطقى كه عموم مردم با آن سر و كارى ندارند و جرأت رفتن به آن سامان را نمىكنند ؛ ( توجّه داشته باش ) بازرگانان و پيشه وران و صنعتگران مردمى سالمند و از نيرنگ و شورش آنها بيمى نيست ، آنها صلح دوست و آرامش طلبند . امّا بايد از وضع آنان ، چه آنها كه در مركز فرماندارى تو زندگى مىكنند و چه آنها كه در گوشه و كنار هستند جستجو و بازرسى كنى ؛ ولى بدان با همهء آنچه گفتم در ميان آنها گروهى تنگ نظر و بخيل آن هم به صورت قبيح و زشت آن مىباشند ، كه همواره در پى احتكار موادّ مورد نياز مردم و تسلّط يافتن بر تمام معاملات هستند ! و اين موجب زيان تودهء مردم و عيب و ننگ بر زمامداران است . بنابراين از احتكار بشدّت جلوگيرى كن كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از آن منع فرمود . بايد معاملات با شرايط آسان صورت گيرد ، با موازين عدل و نرخهايى كه نه به فروشنده زيان رساند و نه به خريدار ! و هرگاه كسى پس از نهى تو دست به احتكار زد او را كيفر كن ! و در مجازات او بكوش ولى اين مجازات نبايد بيش از حد باشد . خدا را ! خدا را ! در مورد طبقهء پايين ، آنها كه راه چاره ندارند يعنى مستمندان و نيازمندان و تهيدستان و از كار افتادگان ، در اين طبقه هم كسانى هستند كه دست سؤال دارند و هم افرادى كه بايد به آنها بدون پرسش ، بخشش شود ؛ بنابراين به آنچه خداوند در مورد آنان به تو دستور داده عمل نما ! قسمتى از بيت المال و قسمتى از غلّات خالصه جات اسلامى را در هر محل به آنها اختصاص ده و بدان آنها كه دورند به مقدار كسانى كه نزديكند سهم دارند و بايد حقّ همهء آنها را مراعات كنى ، بنابراين هرگز نبايد سرمستى زمامدارى تو را به خود مشغول سازد ، ( و به آنها رسيدگى نكنى ) چرا كه هرگز به خاطر كارهاى فراوان و مهمّى كه انجام مىدهى ، از انجام نشدن كارهاى كوچك معذور نيستى ! نبايد دل از آنها برگيرى و چهره به روى آنها درهم كشى ! در امور آنها كه به تو دسترسى ندارند و مردم به ديدهء تحقير به آنها مىنگرند بررسى كن و براى اين كار فرد مورد اطمينانى را كه خدا ترس و متواضع باشد برگزين ، تا وضع آنان را به تو گزارش دهد ، سپس با آن گروه بطورى رفتار كن كه به هنگام ملاقات پروردگار عذرت پذيرفته باشد ، چرا كه از ميان رعايا اين گروه از همه به احقاق حق محتاج‌ترند ، و بايد در اداى حقّ تمام افراد در پيشگاه خداوند عذر و دليل داشته باشى . دربارهء يتيمان و پيران از كار افتاده كه هيچ راه چاره‌اى ندارند و نمىتوانند دست نياز خود را به سوى مردم دراز كنند ، بررسى كن ؛