امّا بعد ! كسى كه از آنچه به سوى آن در حركت است ( قيامت ) ترس نداشته باشد ، چيزى از پيش براى حفظ خويشتن نمىفرستد ، بدانيد آنچه به آن مكلّف شدهايد كم ، امّا ثواب آن بسيار است . اگر براى آنچه خداوند از آن نهى كرده يعنى ستم و دشمنى ، « عقاب و كيفرى » وجود نداشت ، باز براى درك ثواب در اجتناب از آنها ، عذرى باقى نمىماند ، خودتان انصاف را نسبت به مردم روا داريد ! و در برابر انجام نيازمنديهايشان - كه طبعاً مشكلاتى به همراه دارد - صبر و استقامت به خرج دهيد .
شما خزانه داران رعيت ، وكلاى امّت و سفيران ائمّه و پيشوايان هستيد . بر هيچ كس به خاطر نيازمنديش و موقعيّت خود ، خشم نگيريد . هيچ كس را از خواستههاى مشروعش باز مداريد ، و به خاطر گرفتن خراج از بدهكار ، لباس تابستانى يا زمستانى و مركبى كه با آن به كارهايش مىرسد و نيز بردهاش را به فروش نرسانيد ، و نيز به خاطر گرفتن درهمى ، كسى را تازيانه نزنيد ، همچنين براى جمع آورى بيت المال ، به مال احدى چه مسلمان و چه غير مسلمانى كه در پناه اسلام است دست نزنيد ، مگر اين كه اسب يا اسلحهاى باشد كه براى تجاوز به مسلمانها به كار گرفته مىشود ، چرا كه براى مسلمان درست نيست بگذارد چنين مركب يا اسلحهاى در اختيار دشمنان اسلام باشد و در نتيجه آنها نيرومندتر از سپاه اسلام گردند .
از نصيحت و اندرز به خويشتن و از خوشرفتارى با سپاهيان و كمك به رعايا و تقويت دين خداوند خوددارى مكنيد . در راه خداوند آنچه بر شما واجب است انجام دهيد ، زيرا كه خداوند از ما و شما خواسته است با كوششهاى خود از او سپاسگزارى كنيم و به مقدار قدرت خود يارىاش نماييم ؛ در حالى كه هيچ قدرت و نيرويى جز از ناحيهء خداوند بزرگ و بلند مرتبه وجود ندارد : وَ لاقُوّةَ الَّا بِاللَّهِ الْعَلِى الْعَظِيمْ .
نامهء 52
به فرمانداران شهرها پيرامون اوقات و معناى نماز
امّا بعد ! « نماز ظهر » را تا هنگامى كه خورشيد به اندازهء طول خوابگاه گوسفندى ( از نصف النهار ) گذشته باشد با مردم بخوانيد ، و « نماز عصر » را هنگامى برايشان به جا آوريد كه خورشيد هنوز كاملًا زنده و قسمتى از روز باقى است ، به گونهاى كه مىتوان تا غروب دو فرسخ راه را طى كرد .