نامهء 50
به سران سپاهش
از جانب بندهء خدا « على بن ابى طالب » اميرمؤمنان به نيروهاى مسلّح و نگهدارندهء مرزها !
امّا بعد ! حقّى كه بر والى و زمامدار ، انجام آن لازم است اين است ، فضل و برترى كه به او رسيده و مقام خاصّى كه به او داده شده ، نبايد او را نسبت به رعيت دگرگون كند و اين نعمتهايى كه خداوند به او ارزانى داشته ، بايد هر چه بيشتر او را به بندگان خدا نزديك و نسبت به برادرانش رئوف و مهربان سازد .
آگاه باشيد ! حقّ شما بر من اين است كه جز اسرار جنگى ، هيچ سرّى را از شما پنهان نسازم و در امورى كه پيش مىآيد جز حكم الهى كارى بدون مشورت شما انجام ندهم . هيچ حقّى را از شما به تأخير نيندازم ، بلكه آن را در وقت و سر رسيدن آن پرداخت كنم . ( و نيز حقّ شما بر من اين است كه : ) همهء شما در پيشگاه من مساوى باشيد .
آنگاه كه اين وظايف را انجام دادم و نعمت خداوند بر شما مسلّم و حقّ اطاعت من بر شما لازم گرديد ، موظّفيد كه از فرمان من سرپيچى نكنيد ! در كارهايى كه انجام آنها به صلاح و مصلحتى است و سستى و تفريط روا مداريد . در درياهاى شدايد به خاطر حق فرو رويد .
اگر اين وظايف را نسبت به من انجام ندهيد ، آن كس كه راه كج برود از همه نزد من خوارتر است .
سپس او را به سختى كيفر مىكنم و هيچ راه فرارى نزد من نخواهد داشت . اين فرمان را از امراى خود بپذيريد و آمادگى خود را در راه اصلاح امورتان در اختيارشان بگذاريد . والسلام .
نامهء 51
به كارگزاران بيت المال
اين نامهاى است از بندهء خدا على اميرمؤمنان به كارگزاران بيت المال و جمع آورى خراج .