تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة با ترجمه فارسى روان ( فارسى ) — صفحة 655

مساهمون:

ص٦٥٥
« هرگاه اين ( دو قرص نان ) قوت و خوراك فرزند ابوطالب است بايد هم اكنون نيرويش به سستى گراييده باشد و از مبارزه با همتايان و نبرد با شجاعان بازماند » . آگاه باشيد ! درختان بيابانى چوبشان محكمتر است ، امّا درختان سرسبز كه همواره در كنار آب قرار دارند پوستشان نازكتر ( و كم دوامترند ) ، درختانى كه در بيابان روييده و جز با آب باران سيراب نمىگردند ؛ آتششان شعله ورتر و پردوامتر است و من نسبت به پيامبر صلى الله عليه و آله همچون روشنى كه از روشنايى ديگر گرفته شده باشد و همچون ذراع نسبت به بازو هستم ( بنابراين روش او را از دست نمىدهم ) . به خدا سوگند اگر عرب براى نبرد با من پشت به پشت يكديگر بدهند من به اين نبرد پشت نمىكنم و اگر فرصت دست دهد كه بتوانم آن را مهار كنم به سرعت به سوى آنان خواهم شتافت ، و به زودى تلاش خواهم كرد كه زمين را از اين شخص وارونه ! و اين جسم كج انديش ( معاويه ) پاك سازم ، تا سنگ و شن از ميان دانه ها خارج شود ! بخش ديگرى از اين نامه كه در پايان آن آمده : اى دنيا ! از من دور شو ! افسارت را برگردنت انداختم ، تو را رها كردم من از چنگال تو رهايى يافته و از دامهاى تو رسته‌ام و از لغزشگاههايت دورى گزيده‌ام . كجايند پيشينيانى كه با شوخيهايت آنها را مغرور ساختى ؟ كجا هستند ملّتهايى كه با زينتها و زخارف خود آنها را فريفتى ؟ هان ! آنها گروگان گورستانها و هم آغوش لحدها شده‌اند ( اى دنيا ! ) سوگند به خدا اگر تو شخصى ديدنى و قالبى حسّى بودى ، حدود خداوند را در مورد بندگانى كه آنها را با آرزوها فريب داده‌اى بر تو جارى مىساختم ، و كيفر پروردگار را در مورد ملّتهايى كه آنها را به هلاكت افكندى و قدرتمندانى كه آنها را تسليم مرگ و نابودى نمودى و هدف انواع بلاها قرار دادى در آنجا كه نه راه پس داشتى و نه راه پيش ، درباره‌ات به مرحلهء اجرا مىگذارم . هيهات ! كسى كه در لغزشگاههاى تو قدم گذارد ، سقوط مىكند . كسى كه بر امواج بلاهاى تو سوار گردد غرق مىشود . ( امّا ) كسى كه از دامهاى تو خود را بر كنار دارد پيروز مىگردد . آن كه از دست تو سالم رسته از اين هيچ ناراحت نيست كه معيشت او به تنگى گراييده ، چرا كه دنيا در نظر او همچون روزى است كه زمان زوال و پايان گرفتنش فرا رسيده . از من دور شو ! سوگند به خدا ! من رام تو نخواهم شد تا مرا خوار سازى و زمام اختيارم را به دست تو نخواهم سپرد كه به هر كجا خواهى ببرى ! به خدا سوگند ، - / سوگندى كه تنها مشيّت خداوند را از آن استثنا مىكنم - / آن‌چنان نفس خويش را به رياضت وادارم كه به يك قرص نان - / هرگاه به آن دست يابم - /