تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة با ترجمه فارسى روان ( فارسى ) — صفحة 645

مساهمون:

ص٦٤٥

نامهء 41

به يكى از فرماندارانش امّا بعد ! من تو را شريك در امانتم ( حكومت و زمامدارى ) قرار دادم ، و تو را صاحب اسرار خود ساختم . من از ميان خاندان و خويشاوندانم مطمئنتر از تو نيافتم به خاطر مواسات ، يارى نمودن و اداى امانتى كه در تو سراغ داشتم ، امّا تو همين كه ديدى زمان بر پسر عمويت سخت گرفته و دشمن در نبرد محكم ايستاده ، امانت در ميان مردم خوار و بى مقدار شده و اين امّت اختيار را از دست داده و حمايت كننده‌اى نمىيابد ، عهد و پيمانت را نسبت به پسر عمّت دگرگون ساختى و همراه ديگران مفارقت جستى ، با كسانى كه دست از ياريش كشيدند هم صدا شدى ، و با خائنان ، نسبت به او خيانت ورزيدى نه پسر عمّت را يارى كردى و نه حقّ امانت را ادا نمودى . گويا تو جهاد خود را به خاطر خدا انجام نداده‌اى ؛ گويا حجّت و بيّنه‌اى از طرف پروردگارت دريافت نداشته‌اى و گويا تو با اين امّت براى تجاوز و غصب دنيايشان حيله و نيرنگ به كار مىبردى و مقصدت اين بود كه اينها را بفريبى و غنايمشان را در اختيارگيرى ؛ پس آن‌گاه كه امكان تشديد خيانت به امّت را پيدا كردى تسريع نمودى ، با عجله به جان بيت المال آنها افتادى و آنچه در قدرت داشتى از اموالشان - / كه براى زنان بيوه و ايتامشان نگهدارى مىشد - / ربودى ! همانند گرگ گرسنه‌اى كه گوسفند زخمى و استخوان شكسته‌اى را بربايد ! سپس آن را به سوى حجاز با سينه‌اى گشاده و دل خوش حمل نمودى ! بى آن‌كه در اين كار احساس گناه كنى ، بى پدر باد دشمنت ! گويا ميراث پدر و مادرت را به سرعت به خانهء خود حمل مىكردى ، « سبحان اللّه » آيا به معاد ايمان ندارى ؟ از بررسى دقيق و سختگيرى حساب در روز قيامت نمىترسى ؟ ! اى كسى كه در پيش ما از خردمندان به شمار مىآمدى ! چگونه خوردنى و آشاميدنى را در دهان فرو مىبرى ، در حالى كه مىدانى حرام مىخورى و حرام مىآشامى ؟ چگونه با اموال ايتام و مساكين و مؤمنان و مجاهدان راه خدا ، كنيز مىخرى و زنان را به همسرى مىگيرى ؟ ( در حالى كه مىدانى ) اين اموال را خداوند به آنان اختصاص داده و به وسيلهء آن مجاهدين ، بلاد اسلام را نگهدارى و حفظ مىنمايد ! از خدا بترس و اموال اينها را به سويشان بازگردان كه اگر اين كار را نكنى و خداوند به من امكان دهد وظيفه‌ام را در برابر خدا دربارهء تو انجام خواهم داد