تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة با ترجمه فارسى روان ( فارسى ) — صفحة 617

مساهمون:

ص٦١٧
و اميدوارم خداوند تو را در طريق رشد و صلاحت توفيق دهد و به مقصودت رهبرى كند ، اينك اين وصيّتم را براى تو مىفرستم . پسرم ! بدان محبوبترين چيزى كه از ميان گفته‌هايم در اين وصيّت نامه به آن تمسّك مىجويى ، تقوا و پرهيزكارى است و اكتفا به آنچه خداوند بر تو فرض و واجب شمرده است و نيز حركت در راهى كه پدرانت در گذشته از آن راه رفته‌اند و صالحان خاندانت آن طريق را پيموده‌اند ، زيرا همان‌گونه كه تو دربارهء خويش نظر مىكنى ، آنها نيز نظر افكندند و همان گونه كه تو براى صلاح خويش مىانديشى آنها نيز مىانديشيدند . . . آنها پس از فكر و دقّت به اين‌جا رسيدند كه آنچه را به خوبى شناخته‌اند بگيرند و آنچه را كه مكلّف نيستند رها سازند و اگر روحت از قبول اين ابا دارد كه تا همانند آنها آگاهى نيابى و اقدام نكنى مىبايست از راه صحيح و براى فهميدن و ياد گرفتن اين راه را بپويى ، نه اين كه خود را به شبهات بيفكنى و يا به دشمنىها تمسّك جويى . اما پيش از آن كه در طريق آگاهى در اين باره گام نهى ، از خداوندت استعانت بجوى و در توفيقت در اين راه رغبت و ميل به خداوند نشان ده ! و هرگونه عاملى را كه موجب خلل در افكارت مىشود يا تو را در شبهه مىافكند ، يا تو را تسليم گمراهى مىسازد ؛ رها ساز . پس آنگاه كه يقين كردى قلبت صفا يافته و در برابر حق خاضع شده و نظرت تكامل يافته و اراده‌ات متمركز و تصميمت قاطع و واحد گشته ، در آنچه برايت تفسير مىكنم نظر افكن ! و اگر آنچه را در اين زمينه دوست مىدارى ، برايت فراهم نشد و فراغت خاطر حاصل نكردى ، بدان كه در طريقى كه ايمن از سقوط نيستى گام بر مىدارى و در دل تاريكيها قدم مىزنى ، چرا كه آن كسى كه در اشتباه يا در حال تحيّر و ترديد است ، طالب دين نيست و در چنين موقعى امساك و خوددارى از چنين راههايى بهتر است . پسرم ! در فهم وصيتم دقت نما ! بدان مالك مرگ همو مالك حيات است و آفريننده همان كسى است كه مىميراند و فانى كننده هموست كه ، جهان هستى را از نو نظام مىبخشد . همان كسى كه بيمارى مىدهد شفا نيز عطا مىكند ، و بدان كه دنيا پابرجا نمىماند مگر به همان گونه كه خداوند آن را قرار داده است ، گاه نعمت و گاه ابتلا و پاداش در رستاخيز ، يا آنچه كه او بخواهد و تو نمىدانى . اگر دربارهء جهان و حوادثش مشكل و بغرنجى براى تو پيش آمد ، آن را بر نادانى خود حمل كن ، زيرا تو در نخست جاهل و نادان آفريده شدى و سپس عالم و آگاه گرديدى و چه بسيار است آنچه را كه نمىدانى و فكرت در آن سرگردان و چشمت در آن گمراه مىگردد ، امّا پس از مدّتى آن را مىبينى ! . . .