تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة با ترجمه فارسى روان ( فارسى ) — صفحة 603

مساهمون:

ص٦٠٣
قسمتى ديگر از اين عهدنامه امام هدايت و امام گمراهى و پستى ، هيچيگاه مساوى نيستند ؛ همچنين دوستدار پيامبر و دشمن او با هم برابر نخواهند بود . پيامبر صلى الله عليه و آله به من فرمود : « من بر امّتم نه از مؤمن مىترسم و نه از مشرك ، چرا كه مؤمن ايمانش او را باز مىدارد و مشرك را خداوند به وسيلهء شركش نابود مىسازد . تنها كسانى كه از شرّشان بر شما مىترسم آنها هستند كه در دل منافقند و در زبان دانا ، سخنانى مىگويند دل پسند ولى اعمالى دارند زشت و ناپسند ! » .

نامهء 28

در پاسخ معاويه شريف رضى رحمه الله مىگويد : اين از نامه‌هاى بسيار جالب است . امّا بعد ! نامه ات رسيد ، در آن يادآور شده‌اى كه خداوند محمّد صلى الله عليه و آله را براى دينش برگزيد و با اصحابش وى را تأييد كرد ، راستى دنيا چه شگفتيهايى دارد ، تو مىخواهى ما را از آنچه خداوند به ما عنايت فرموده آگاه سازى ! و از نعمت وجود پيغمبر در ميان ما به ما خبر دهى ! تو در اين راه به كسى مىمانى كه خرما به « هجر » مىبرد « 1 » و يا همچون شاگرد تيرانداز كه بخواهد به استادش درس تير اندازى دهد . و گمان كرده‌اى كه برترين اشخاص در اسلام فلان و فلانند ، مطلبى را يادآور شده‌اى كه اگر راست باشد ، ابداً مربوط به تو نيست . . . و اگر دروغ و نادرست باشد زيانى براى تو ندارد ، تو را با برتر و غير برتر و رئيس سياسى اسلام و زير دستانش چكار ؟ اسيران آزاد شدهء كفّار جاهليّت و فرزندانشان را با امتيازات بين مهاجران نخستين و ترتيب درجات و تعريف طبقاتشان چه نسبت ؟ ! هيهات ! خود را در صفى قرار مىدهى كه از آن بيگانه‌اى ؛ كار به جايى رسيده كه محكومان حاكم شده‌اند ! اى انسان چرا سر جايت نمىنشينى ؟ ! و چرا از كوتاهى و ناتوانى خويش آگاه نمىشوى ؟ ! و چرا به جاى خودت كه قضا و قدر براى تو تأخير داشته باز نمىگردى ؟ ! غلبهء مغلوب و پيروزى پيروزمند ( در اسلام ) با تو چه ارتباطى دارد ؟ تو همان كسى هستى كه همواره در بيابان گمراهى سرگردانى و از راه راست و حدّ اعتدال منحرفى . مگر نمىبينى - / نه اين كه بخواهم خبرت دهم ،
هامش
( 1 ) . اين ضرب المثل مشابه اين مثل فارسى است : « زيره به كرمان مىبرد » .