تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة با ترجمه فارسى روان ( فارسى ) — صفحة 601

مساهمون:

ص٦٠١
با اهل دنيا در دنيايشان شركت جستند ، در حالى كه اهل دنيا در آخرت با آنها شركت نكردند . در دنيا بهترين مسكن ( ساده‌ترين مسكنها ) را برگزيدند و بهترين خوراكها ( خوراك ساده و حلال ) را تناول كردند ، ( با همان زندگى ساده و پاك ) همان لذّتى را كه متنعّمان از دنيا بردند ، نصيبشان شد و هم آنچه جبّاران مستكبر از آن بر گرفتند ، بهرهء آنها گشت ( و زندگى ظاهراً محقّرشان لذّتبخش‌تر از زندگى پر زرق و برق دنيا پرستان بود ) . سپس از اين جهان با زاد و توشه‌اى وافر و به مقصد رساننده و تجارتى پر سود به سوى سفر آخرت شتافتند ، لذّت بى علاقگى به دنيا را در دنياى خويش بردند و يقين كردند كه در آخرت همسايگان خدايند ، در سرايى كه هر چه تقاضا كنند اجابت مىشود و هيچ گونه لذّتى از آنان دريغ نخواهد شد . اى بندگان خدا ! از مرگ و نزديك بودنش بترسيد ، آمادگيهاى لازم را براى آن فراهم سازيد ، كه امرى عظيم و جريانى پر اهميّت به همراه مىآورد ، يا خيرى به همراه دارد كه هرگز آلودهء به شر نيست و يا شرى كه هيچ گاه نيكى با آن نخواهد بود . پس چه كسى از عمل كنندهء براى بهشت ، به بهشت نزديكتر است ؟ و كدام كس از عمل كننده براى آتش به آتش و عذاب ؟ شما تبعيدشدگان مرگيد ! اگر بايستيد دستگيرتان خواهد كرد و اگر از آن فرار كنيد به شما خواهد رسيد ، مرگ از سايهء شما با شما همراه‌تر است و به پيشانى شما مهر مرگ زده شده . دنيا پشت سر شما درهم مىپيچد ؛ پس بر حذر باشيد از آتشى كه عمقش زياد و حرارتش شديد و عذابش تازه است . جايگاهى است كه رحمت در آن وجود ندارد و گوش به سخن كسى داده نمىشود و ناراحتيها در آن بر طرف نمىگردد . اگر مىتوانيد خوفتان از خداوند شديد باشد و در عين حال به خداوند حسن ظنّ داشته باشيد ، چنين كنيد و بين آن دو جمع نماييد ، زيرا بندهء راستين حسن ظنّش به خداوند به اندازهء خوفش از اوست و آن كس كه به خدا حسن ظنّ بيشترى دارد ، بايد بيش از همه از مجازات او ترسان باشد . ( تا تعادل بين خوف و رجا بر قرار گردد ) . اى محمّد بن ابى بكر ! بدان كه من تو را سرپرست بزرگترين لشكرم يعنى لشكر مصر نمودم . پس بر تو لازم است كه با خواسته‌هاى دلت مخالفت كنى و از دينت دفاع نمايى ؛ گر چه بيش از يك ساعت از زندگانيت باقى نمانده باشد و هرگز خداوند را به خاطر رضايت احدى از مخلوقش به خشم نياورى ، چرا كه خداوند جاى همه كس را مىگيرد و كسى نمىتواند جاى خداوند را بگيرد ! نماز را در اوقات خودش به جاى آر ! نه آن‌كه به هنگام بيكارى در انجامش تعجيل كنى و به هنگام اشتغال به كار آن را تأخير اندازى . و بدان كه تمام اعمالت تابع نمازت خواهند بود !