تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة با ترجمه فارسى روان ( فارسى ) — صفحة 595

مساهمون:

ص٥٩٥
سيّد رضى رحمه الله مىگويد : در سخن امام عليه السلام « وَدِيَّةً » به معناى نهال نخل و جمع آورى « وَدي » ( بر وزن على ) مىباشد . و جملهء ديگر امام كه « حَتّى تُشْكِلَ ارْضُها غِراساً » فصيح‌ترين سخن است و منظور اين است كه آنچنان درختان و نهال‌هاى خرما زمين را بپوشاند كه چهرهء زمين كاملًا دگرگون شود ، به طورى كه هر كس آن را ببيند گمان كند به سرزمين ديگرى گام نهاده است .

نامهء 25

به افرادى كه مأمور جمع‌آورى زكات از طرف او مىشدند شريف رضى رحمه الله مىگويد : « ما قسمتى از اين وصيّت را در اين‌جا آورديم تا معلوم گردد امام عليه السلام همواره اركان حق را به پا مىداشت و فرمان به عدل را صادر مىكرد ، در كارهاى كوچك و بزرگ ، پرارزش يا كم ارزش » . با تقوا و احساس مسؤوليّت در برابر خداوند يكتا و بىشريك حركت كن و در اين راه هيچ مسلمانى را مترسان ! و بر سرزمين او ناخشنود مگذر ! بيش از حقّ خداوند در اموالش از او مگير ؛ پس آن‌گاه كه به آبادى قبايل رسيدى ، ابتدا در كنار آب فرود آى و داخل خانه‌هاشان مشو ! سپس با آرامش و وقار به سوى آنان برو ، تا در ميان آنها قرارگيرى ، به آنها سلام كن و از اظهار تحيّت به آنان بخل مورز ! پس از آن به آنان مىگويى : اى بندگان خدا مرا ولىّ خدا و خليفه‌اش به سوى شما فرستاده تا حقّ خدا را كه در اموالتان است بگيرم ؛ آيا در اموال شما حقّى از خدا هست كه آن را به نماينده‌اش بپردازيد ؟ اگر كسى گفت نه ، ديگر به او مراجعه مكن و اگر كسى پاسخ داد بلى ، همراهش برو ؛ امّا نه اين كه او را بترسانى يا تهديد كنى . . . يا بر او سخت‌گيرى كنى و او را به كار مشكلى مكلّف سازى ، هر چه از طلا يا نقره به تو داد بستان و اگر داراى گوسفند يا شتر بود ، بدون اذن او داخل مشو ، زيرا بيشتر آنها از آنِ اوست و آنگاه كه داخل شدى همچون شخص مسلّط و سخت‌گير رفتار مكن ؛ حيوانى را فرار مده و ناراحت مساز ! و در ميان آنها صاحبش را ناراحت مكن ! ( به هنگام گرفتن حق خدا ) حيوانات را دو قسمت كن و صاحبش را مخيّر ساز كه يك قسمت را انتخاب كند و در انتخابش به او اعتراض مكن !