صبح و عصر حركت كن و هنگام گرمى روز به لشكر استراحت ده ؛ در پيمودن راه آرامش به خرج ده ! در ابتداى شب كوچ مكن كه خداوند شب را وسيلهء آرامش قرار داده و آن را براى اقامت و توقّف تعيين كرده ، نه كوچ و مسافرت ، بنابراين شب هنگام بدنت را آرام كن و مركبها را نيز آسوده بگذار پس آنگاه كه توقّف نمودى به هنگام سحر يا وقتى كه سپيده دميد ، به يارى خدا حركت كن .
هرگاه دشمن را ملاقات كردى ، در ميان يارانت قرار گير . نه آنقدر به دشمن نزديك شو كه خيال شود آتش جنگ را تو مىخواهى روشن كنى و نه آنقدر دور بايست كه گمان برده شود از نبرد مىترسى .
( چنين باش ) تا فرمان من به تو برسد ( امّا به هوش باش ) پيش از آن كه آنها را به صلح و مسالمت و راه خدا دعوت كنى و راه عذرشان را در پيشگاه خداوند ببندى ؛ به خاطر عداوت خصوصى با آنها پيكار نكنى .
نامهء 13
به دو نفر از سران سپاهش
« مالك بن حارث اشتر » را بر شما و بر آنان كه زير فرمان شما هستند امير ساختم ! گوش به فرمانش دهيد و مطيع او باشيد ! او را زره و سپر خويش قرار دهيد ، چه اين كه او كسى است . . .
كه احتمال نمىرود سستى به خرج دهد و لغزش پيدا كند و نيز از اين بيمناك نيستيم كه كندى كند ، در جايى كه سرعت لازم است و يا سرعت به خرج دهد در موردى كه كندى سزاوارتر است .
نامهء 14
به لشكرش پيش از روبهرو شدن با دشمن در « صفّين »
با آنها نجنگيد تا آنها پيش دستى كنند ، چه اين كه شما بحمداللَّه ( براى حقّانيّت خود ) داراى حجّت و دليل هستيد ، و واگذاشتن شما نبرد را