تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة با ترجمه فارسى روان ( فارسى ) — صفحة 579

مساهمون:

ص٥٧٩
و تو را مشاهده مىكنم كه با جمعيّت خود از ضربات پى در پى و فرمان حتمى شكست و كشتگانى كه پشتِ سر هم بر روى زمين مىافتند ؛ ناله و فرياد برآورده‌اى و مرا به كتاب خدا دعوت مىكنى ، در حالى كه جمعيّت تو كافرند و منكر ، يا از جادهء حق بركنارند .

نامهء 11

به سپاهيانش هنگامى كه آنها را به سوى دشمن فرستاد هرگاه به دشمن رسيديد و يا او به سراغ شما آمد ، لشكرگاه خويش را در پيش تپّه‌ها و يا دامنهء كوه‌ها و يا كنار نهرها قرار دهيد كه اين وسيلهء حفاظت و ايمنى شماست و از پيش رو بهتر مىتوانيد به دفاع بپردازيد . هميشه با دشمن از يك سو و يا دو سو ( نه بيشتر ) بجنگيد ، مراقبانى در قلّهء كوه‌ها و روى تپه‌ها و بلندىها قرار دهيد ! مبادا دشمن از جايى كه محلّ خطر و يا مورد اطمينان است ، ناگهان به شما حمله كند . آگاه باشيد ! مقدّمهء لشكر چشم‌هاى لشكرند و چشم‌هاى مقدّمه طلايه‌داران و پيشاهنگانند . از تفرقه و پراكندگى سخت برحذر باشيد ، هر كجا فرود آمديد همه با هم فرود آييد و هرگاه كوچ كرديد همه كوچ كنيد و آن‌گاه كه شب پردهء سياهش را بر شما افكند ، نيزه‌داران با نيزه‌ها دايره‌اى اطراف لشكر به وجود آورند و خود در ميان آنها استراحت كنيد ، امّا خوابتان بايد بسيار سبك و كوتاه باشد ، همچون شخصى كه آب را جرعه جرعه مىنوشد و يا مضمضه مىكند !

نامهء 12

به « معقل بن قيس رياحى » در آن هنگام كه او را با سه هزار نفر به عنوان مقدّمهء لشكر خويش به سوى شام فرستاد از خدا بترس ، همان خدايى كه به ناچار بايد ملاقاتش كنى و سرانجامى جز حضور در پيشگاهش ندارى ، جز با كسى كه با تو بجنگد پيكار مكن ،