نه مهاجران و نه انصار به يارى شما نخواهند آمد ( زيرا اينان در پرتو اسلام به كمك شما بر مىخيزند ) و راهى جز زد و خورد با شمشير نخواهيد داشت تا اين كه خداوند بين شما حكم نمايد .
مثلهاى ( قرآن ) در مورد عذاب و كيفرهاى خداوند و سرگذشت كسانى كه مورد خشم او قرار گرفتند در اختيار شماست . بنابراين در رفع تهديدهاى الهى به خاطر جهالت يا سستى در برابر خشم او و يا اطمينان به عدم فرو فرستادن عذابش كندى مورزيد . خداوند ، مردم قرون پيشين را از رحمت خود دور نساخت ، جز به خاطر اين كه امر به معروف و نهى از منكر را ترك كردند ، خداوند افراد سفيه را به خاطر گناه و افراد عاقل و دانا را به خاطر ترك نهى از منكر از رحمت خود به دور داشت .
به هوش باشيد ! شما قيد و بند اسلام را قطع ، حدود آن را معطّل و احكام آن را به دست نابودى سپردهايد . بدانيد ! خداوند مرا به نبرد با سركشان و پيمانشكنان و مفسدان در زمين امر فرموده است : امّا « ناكثين » ( پيمان شكنان ) من با آنها نبرد كردم ، امّا « قاسطين » ( متجاوزان ) با آنها جهاد نمودم و امّا « مارقين » ( خارج شوندگان از دين ) آنان را بر خاك مذلّت نشاندم و امّا شيطان ردهه ( ذوالثديه رئيس خوارج ) با صاعقهاى كه قلبش را به تپش درآورد و سينهاش را به لرزه انداخت كارش تمام شد ، تنها تعداد محدودى از ستمگران و سركشان باقى ماندهاند ، كه اگر خداوند مرا باقى بگذارد با حملهء ديگرى نابودشان خواهم كرد و دولت و حكومت حق را به جاى آنها بر قرار خواهم كرد ، جز افراد قليلى كه در اطراف بلاد پراكنده شده و از دسترس من خارج باشند .
وحى
من در دوران نوجوانى ، بزرگان و شجاعان عرب را به خاك افكندم و شاخههاى بلند درخت قبيلهء « ربيعه » و « مضر » را در هم شكستم ، شما به خوبى موقعيّت مرا از نظر خويشاوندى و قرابت نزديك و منزلت و مقام ويژه نسبت به رسول خدا صلى الله عليه و آله مىدانيد ، او مرا در دامن خويش پرورش داد ؛ من كودك بودم ، او ( همچون فرزندش ) مرا در آغوش خويش مىفشرد و در استراحتگاه مخصوص خويش جاى مىداد ، بدنش را به بدنم مىچسبانيد و بوى پاكيزهء او را استشمام مىكردم ، غذا را مىجويد و در دهانم مىگذاشت .
هرگز دروغى در گفتارم نيافت و اشتباهى در كردارم پيدا ننمود .
از همان زمان كه رسول خدا صلى الله عليه و آله را از شير باز گرفتند ، خداوند بزرگترين فرشته از فرشتگان خويش را مأمور ساخت تا شب و روز وى را به راههاى بزرگوارى و درستى و اخلاق نيك جهانى سوق دهد .
و من همچون سايهاى به دنبال آن حضرت حركت مىكردم و او هر روز نكتهء تازهاى از اخلاق نيك را براى من آشكار مىساخت و مرا فرمان مىداد كه به او اقتدا كنم ،