از گذشتگان عبرت گيريد
از آنچه به ملّتهاى متكبّر پيشين از عذاب خدا و كيفرها و عقوبتها رسيده است عبرت گيريد ! و از قبرهاى آنها و محل خوابيدنشان در زير خاك پند پذيريد ! و به خداوند در مورد آثار بدى كه تكبّر در قلبها باقى مىگذارد ، پناه بريد همان گونه كه از حوادث سخت و مشكلات زندگى به او پناهنده مىشويد !
اگر خداوند تكبّر ورزيدن را به كسى اجازه مىداد ، حتماً در مرحلهء نخست آن را مخصوص پيامبران و اولياى خود مىساخت ، امّا خداود تكبّر و خود برتر بينى را براى همهء آنها منفور شمرده است و تواضع و فروتنى را برايشان پسنديده ، آنها گونهها را بر زمين مىگذاردند و صورتها را بر خاك مىساييدند و پر و بال خويشتن را براى مؤمنان مىگسترانيدند ، تا آنجا كه مردم بى خبر آنها را ضعيف و ناتوان مىشمردند ، خداوند آنها را با گرسنگى آزمايش نمود و به مشقّت و ناراحتى مبتلا ساخت ، با امور خوفناك امتحان كرد و با سختىها و مشكلات خالص گردانيد و از بوتهء آزمايش بيرون آمدند .
بنابراين ثروت و اولاد ، بود و نبود و يا كم و زياد آن را دليل بر خشنودى و يا خشم خداوند مگيريد ، كه اين خود جهل و نادانى نسبت به موارد آزمايش و امتحان در مواضع بى نيازى و قدرت است ؛ زيرا خداوند سبحان فرموده است : « آيا گمان مىكنند مال و فرزندانى كه به آنها مىبخشيم ( به خاطر خشنودى و رضايتى است كه از آنها داريم و ) دليل بر آن است كه به سرعت نيكىها را براى آنها فراهم مىسازيم ( چنين نيست ) ، بلكه نمىدانند و درك نمىكنند » « 1 » ( چه اين كه اينها آزمايش است زيرا ) خداوند بندگان متكبّر و خودپسند را با اولياى خويش كه در چشم آنها ضعيف و ناتوانند ، مىآزمايد .
تواضع و فروتنى انبيا
موسى بن عمران با برادرش هارون بر فرعون وارد شدند ؛ در حالى كه لباسهاى پشمين به تن داشتند و در دست هر كدام عصايى بود ؛ با او شرط كردند - / كه اگر تسليم فرمان پروردگار شود - / حكومت و ملكش باقى بماند و عزّت و قدرتش دوام يابد ، امّا او گفت :
« آيا از اين دو تعجّب نمىكنيد ؟ كه با من شرط مىكنند بقاى ملكودوام عزّتم بستگى به خواستهء آنها داشته باشد ، در حالى كه خودشان فقر و بيچارگى از سر و وضعشان مىبارد ( اگر راست مىگويند ) چرا دستبندهايى از طلا به آنها داده نشده است ؟ » اين سخن را فرعون به خاطر بزرگ شمردن طلا و جمع آورى آن
هامش
( 1 ) . سورهء مؤمنون ، آيات 55 و 56 .