زيرا فردا به امروز نزديك است ، چه ساعات در روز به سرعت مىروند ؟ و چه روزها از ماه به سرعت مىگذرند ؟ و چه ماهها در سال و سالها در عمر با شتاب سپرى مىشوند ؟ !
خطبهء 189
دربارهء ايمان و وجوب هجرت
اقسام ايمان
ايمان بر دو گونه است ، يكى ثابت و استوار و در دلها و قلوب ، و ديگرى موقّت و عاريتى بين قلبها و سينه ها « تا سرآمدى معلوم » .
آن گاه كه انگيزهء بيزارى از كسى براى شما پديد آمد ، او را مهلت دهيد تا هنگامى كه مرگش فرا رسد كه ساعت مرگ مرز بيزارى جستن است ( اگر در آن موقع از اعمال ناشايستش توبه نكرد مىتوان از او بيزارى جست ) .
وجوب هجرت
امّا مهاجرت بر همان حد نخست خود باقى است . ( زيرا ) خداوند به مردم روى زمين از اين كه . . .
ايمانشان را پنهان دارند و يا آشكار كنند نيازى ندارد . نام هجرت را بر كسى نمىتوان گذارد جز آن كس كه حجّت خدا را بر روى زمين بشناسد ، بنابراين آن كس كه حجّت خدا را شناخت و به آن اقرار نمود او « مهاجر » است .
و نام « مستضعف » بر كسى كه حجّت برايش اقامه شده ، گوشش آن را شنيده و قلبش آن را حفظ كرده ، صدق نمىكند .
امر مشكل
معرفت و شناسايى « امر ما » كارى است بس دشوار كه جز بندهء مؤمنى كه خداوند قلبش را با ايمان آزموده آن را نپذيرد و احاديث و سخنان ما را جز سينه ها و حافظههاى امانتپذير و عقلهاى سالم نگاه نخواهد داشت .