تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة با ترجمه فارسى روان ( فارسى ) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١

خطبهء 187

كه دربارهء حوادث آينده ايراد فرموده است هان ! پدر و مادرم فدايشان باد ! آنها از گروهى هستند كه نامهايشان در آسمان معروف ، ولى در زمين گمنامند . آگاه باشيد ! شما آمادهء عقب‌گرد كردن امور خويش و گسيختگى پيوندها و سركار آمدن خردسالان و بى تجربه گان و دون همّتان خويشتن باشيد ! اين وضع زمانى پيش خواهد آمد كه قرار گرفتن انسان مؤمن در زير ضربات شمشير براى او از يافتن يك درهم پول حلال آسانتر است . زمانى خواهد آمد كه اجر و ثواب گيرنده از دهنده بيشتر است ( زيرا دهنده در آن زمان از پول حرام و به خاطر ريا و تظاهر و اسراف مىبخشد ولى گيرنده آن را در راه وظيفهء شرعى خويش مصرف مىكند ) اين به هنگامى رخ خواهد داد كه مست مىشويد ، امّا نه با شراب ، بلكه بر اثر فراوانى نعمت و قسم مىخوريد امّا نه از روى ناچارى ، دروغ مىگوييد امّا نه در اثر واقع شدن در تنگنا ؛ اين موقعى خواهد بود كه بلاها و مصائب همچون بارى گران كه بر پشت شتران نهاده باشند و سنگينى جهاز ، گردن آنها را مجروح كند ، بر شما فشار وارد خواهند ساخت . آه ! اين شكنجه و سختى چه طولانى است ؟ و اميد رهايى از آن‌چه دور ! اى مردم ! اين افسارهايى را كه از سنگينى بارها حكايت مىكند از دست بيندازيد ( دست از افكار پراكنده و نظرات فاسد و پيروى هوسهاى سركش برداريد ) و از گرد پيشواى خود پراكنده مشويد كه سرانجام خويشتن را مذمّت خواهيد كرد . خود را در آتش فتنه‌اى كه بر افروخته‌ايد ميندازيد ، از اين كار دورى گزينيد و راهى را كه به آن منتهى مىشود ، رها سازيد كه به جان خودم سوگند حوادث دردناكى در پيش است كه مؤمن در شعله هايش هلاك مىشود ، امّا غير مسلمان از آن سالم مىماند ! من در ميان شما همچون چراغ در تاريكى هستم كه هركس به سوى آن روى آورد و كنارش نشيند از نورش بهره‌مند گردد . اى مردم ! بشنويد و سخنانم را حفظ كنيد ! گوشهاى قلب خويش را باز كنيد و گفته‌هايم را بفهميد !