تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة با ترجمه فارسى روان ( فارسى ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
دشمن مىدارد و به خشم مىآيد ، امّا نه از روى ناراحتى و رنج و مشقّت ، به هر چه اراده كند مىفرمايد : « باش ، پس بلادرنگ موجود مىشود » ، « 1 » امّا گفتن كلمهء « باش » نه صوتى است كه در گوشها نشيند و نه فريادى است كه شنيده شود ، بلكه سخن خدا همان كارى است كه ايجاد مىكند و پيش از او چيزى وجود نداشته و اگر بود خداى دوّمى مىبود ! شايسته نيست گفته شود : پس از نبودن پيدايش يافته ؛ چه اين كه در اين صورت صفات نو پيدا شدگان بر او جريان مىيابد و بين او و حوادث تفاوتى نمانده و هيچ گونه برترى بين او و مخلوقات نخواهد بود و درنتيجه صانع و مصنوع و آن‌كه از عدم به وجود آمده با آن كه موجودات را از نيستى به هستى آورده يكسان گردند . مخلوقات را بدون الگو و نمونه‌اى كه از غيرش گرفته باشد آفريد و در خلقت آنها از احدى استعانت نجست . زمين را ايجاد فرمود و آن را نگهداشت بدون اين كه وى را مشغول سازد و آن را در عين حركت و بىقرارى قرار بخشيده و آن را بدون هيچ ستون و پايه‌اى بر پا داشت . . . و بى هيچ ستون و اركانى برافراشت و آن را از كژى و فرو ريختن نگاهداشت و از سقوط و درهم شكافتن جلوگيرى كرد ؛ ميخهايش را محكم ، كوههايش پابرجا ، چشمه‌هايش را جارى و درّه‌هايش را ايجاد نمود ، آنچه بنا كرده به سستى نگراييده و هر چه را توانايى داده ، ناتوان نگشته است . او با عظمت و سيطرهء خويش بر زمين مسلّط و با علم و آگاهى خود از باطن و درون آن با خبر و به وسيلهء عزّت و جلالش بر هر چيز آن برترى دارد ، هيچ چيز آن از قلمرو قدرتش خارج نشود و هرگز از فرمانش سر نپيچد تا بتواند بر او چيره گردد و هيچ شتابگرى از چنگ قدرتش نگريزد تا بر او پيشى گيرد و به هيچ ثروتمندى نياز ندارد تا به او روزى دهد . تمام كائنات در برابرش خاشع و فرمانبردارند و در قبال عظمتش ذليل و خوارند ؛ هيچ جنبنده‌اى قدرت فرار از محيط و اقتدارش را ندارد ، تا به جانب ديگرى روى آورد كه از سود و زيان او در امان ماند ؛ مانندى ندارد تا با او همتايى كند و شبيهى برايش تصوّر نشود تا با او مساوى باشد . هموست كه اشيا را پس از هستى ، نابود خواهد ساخت ( و بساط جهان را در هم مىپيچد ) آن چنان كه وجودش همچون عدمش گردد . فناى جهان پس از وجود ، شگفت آورتر از ايجاد آن از عدم نيست ؛ چگونه غير از اين باشد در صورتى كه اگر همهء موجودات زندهء جهان اعمّ از پرندگان ، چهارپايان و آن گروه از آنها كه شبانگاه به جايگاهشان بر مىگردند و همانها كه ( در بيابان ) مشغول چرا هستند و تمامى انواع گوناگون آنها ، هم آنها كه كم هوشند و هم آنها كه زير كند ، ( اگر همهء آنها ) گرد آيند ، هرگز بر ايجاد پشه‌اى از عدم ، توانايى ندارند
هامش
( 1 ) . سورهء مريم ، آيهء 35 .
نهج البلاغة با ترجمه فارسى روان ( فارسى ) — صفحة 427 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي / خطب الإمام علي ( ع )