تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة با ترجمه فارسى روان ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣

خطبهء 109

كه در بيان قدرت خداوند و عظمت مقام او و مسألهء رستاخيز ايراد فرموده است

قدرت خداوند

همه چيز در برابرش خاضعند و همه چيز به يارى او پابرجاست ، بىنياز كنندهء هر مستمند و عزّت‌بخش هر فرد خوار و ذليل ، نيروى هر ناتوان و پناهگاه هر مصيبت زده است . هر كس تكلّم كند ، سخنش را مىشنود و هر كس سكوت كند ، اسرار درونش را مىداند ، هركس زنده باشد ، روزيش بر اوست و هركس بميرد ، بازگشتش به سوى اوست . ( خداوندا ! ) چشمها تو را نديده تا از تو خبر دهند ، بلكه پيش از آن كه مخلوقان از تو سخن گويند بوده‌اى ، آفريدگان را به خاطر رفع وحشت تنهايى نيافريدى و براى منفعت خود آنها را به كار وانداشتى . هيچ كس از دست قدرت تو نتواند فرار كند و هر كس را بگيرى ، از حيطهء قدرتت بيرون نرود ، معصيت گناهكاران از عظمتت نمىكاهد و اطاعت مطيعان بر ملكت نمىافزايد ، آن كس كه از قضاى تو به خشم آيد ، نمىتواند فرمانت را برگرداند و هر كس به فرمانت پشت كند از تو بىنياز نمىگردد . هر سرّى نزد تو آشكار و هر پنهانى در پيش تو حاضر است . تو يك وجود ابدى هستى كه زمان برايت مفهوم ندارد ، تو پايانى هستى كه جز بازگشت به سوى تو راهى نيست ، وعده گاهى هستى كه نجات از حكم تو جز به سوى تو ممكن نيست . زمام هر جنبنده‌اى به دست تو و بازگشت هر انسانى به سوى توست . پروردگارا ! منزّهى ، چه بزرگ است مقام تو ! منزّهى ، چه بزرگ است آنچه را كه از آفريده‌هايت مىنگريم و چه كوچك است هر بزرگى در برابر قدرت تو ! و چه هول‌انگيز است آنچه از ملكوتت مشاهده مىكنيم . و چه كوچك است آنچه ديده مىشود ، در برابر بخشهايى از قلمرو حكومتت كه از ما پنهان است ! چقدر نعمتهاى دنيايت فراوان و پراهميّت است و با اين حال چه كوچكند اينها در برابر نعمتهاى آخرتت ! قسمتى از خطبه كه در مورد فرشتگان والامقام است گروهى از فرشتگانى كه آنها را در آسمانهاى خود سكونت بخشيده‌اى و از زمينت بالا برده‌اى ، آنها از همهء مخلوقاتت نسبت به تو آگاهترند ،